مجموعة مؤلفين
311
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
اين بنده عاصى هم كه عازم بود معطلى را قبيح دانسته ، در آن شب با تمامى اقوام و رفقا وداع نموده ، هنگام سحرگاه سوار شده از باروى شهر مشهد به مشقت تمام خارج شده به طرف كلاته « 1 » كه در سرجام « 2 » داريم و والد « 3 » و والده و خدايگانى ام آقاى محمد يوسف خان « 4 » با تمامى تعلقات در آنجا بودند ، آمدند . و تا اول آفتاب ، اسب تاختند ، بطورى كه از شهر تا كلاته مذكور كه قريب به نه فرسنگ است به چهار ساعت رسيدند و تا صبح روز چهاردهم رمضان المبارك در كلاته مذكور بوديم . [ اسامى همراهان ] يوم 14 [ رمضان ] : بعداز ظهر از كلاته حركت نموديم . اشخاصى كه در اين سفر همراه بوده و هستند ، بدين قرار است ، جناب خدايگانى [ 1 ] آقاى محمد يوسف خان با تمامى تعلقات ، علياء مخدره والده اينجانب ، عصمت پناه ، والده محمد شريف خان و عبدالله خان پسرش « 5 » ، پسر عم حقير ، محمد اكبر خان ، « 6 » كه خواهش اين سفر برون را از بنده نموده بود ، سلطان محمد ، پسر شاه گل سبيلى كه يكى از كدخدايان سيستان بوده و حسين نام ، خانه شاگرد جناب والد بنده و كربلائى حسين نام ، مكارى ترشيزى و نور چشمان ، محمد طاهر خان و محمد على خان و آقا سردار « 7 » و حاجى خان « 8 » ولدان جناب خدايگانى معظم اليه .
--> ( 1 ) . قلعه يا ده بزرگى كه بر سر كوه و يا پشتهء بلندى ساخته باشند . معين ، فرهنگ ، ذيل واژه ( 2 ) . دهستانى است از توابع بخش احمدآباد شهرستان مشهد در استان خراسان رضوى ( 3 ) . محمداكبرفرزند محمد اسماعيل ازقبيله ابدالى افغان مقيم هرات . رياضى ، عين الوقايع ص 17 ( 4 ) . مولف از جهت پدر با محمد يوسف برادر ، ولى مادر آنان يكى نبوده است ( 5 ) . محمد شريف خان وعبدلله پسران محمدعسكرخان عموى پدر مولف مى باشند . رياضى ، بيان الوقايع ، ص 8 ( 6 ) . محمداكبرخان ، پسر ميرزا محمد امان خان مى باشد . همان ( 7 ) . دركتاب بيان الوقايع ، محمدظاهرخان ملقب به آقاسردارمى باشد . همان ( 8 ) . دركتاب بيان الوقايع حاجى محمدرضاخان آمده است . همان