مجموعة مؤلفين
312
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
الحاصل ، از كلاته حركت و به قريه حسن آباد « 1 » سرجام به خانه عالى شأن ، كربلائى سالار خدابخش كه يكى از دوستان قديمى است ورود نموديم ، مسافت يك فرسنگ . و در اينجا عالىشأن مذكور ، معنى مهماندارى و پذيرائى را به جاى آْورده و نهايت خوش گذشت . [ خداحافظى با بستگان ] 15 ماه صيام : فردا صبح كه 15 ماه صيام بود ، از حسن آباد حركت نموديم با جناب محمد حسن خان ، ابوى بنده كه محض مشايعت تشريف آورده بودند در نزديكى قريه شاهتقى ، « 2 » در كمال افسردگى كه سوزش جدايى بين پدر و فرزند واقع شده بود وداع نموده و از پدر بزرگوار حليت طلبيده روانه راه شديم ، جناب ابوى هم مراجعت فرموده با چشم حسرت از عقب سر نگران به جانب ماها « 3 » بودند . [ برخورد با راهزنان گردنه ديزباد ] هنگام غروب به قريه فخر داود « 4 » رسيديم ، چون گاه و جو وعليق كران بود در اينجا ، تماماً نماز به درگاه الهى بجاى آورده مجدداً متوجه راه شديم ، نيم فرسنگ كه راه پيموديم باد سردى وزيدن و باران سختى گرفت و چنان تاريك بود كه هيچكدام يكديگر را نمىديديم ، دراين وقت جناب خدايگانى ، آقاى محمد يوسف خان در جلو و بنده عقب سر قافله را داشتم . به گردنه ديزباد « 5 » كه محل دزدان است دو نفر سارق به تاريكى سر راه را گرفتند بنده با تفنگ و محمد اكبر خان ، پسر عمم با شش لول به مدافعه كوشيديم ، سارقين راه را گذاشته ، قرار به فرار دادند
--> ( 1 ) . روستاى حسن آباد سرجام از توابع بخش احمد آباد مشهد ( 2 ) . يكى ازقديمى ترين وباسابقه ترين روستاهاى بخش احمداباد مشهدمى باشد ( 3 ) . اصل : مايان ( 4 ) . اين رباط در محل يكى از توقفگاه هاى كاروانيان در راه قديم مشهد به نيشابور بنا شده در 55 كيلومترى مشهد قرار دارد . ( 5 ) . منطقه ديزآباد درمحور مشهد ، نيشابور قرار داردوگردنه آن راامروزه گردنه ابرش مى گويند .