مجموعة مؤلفين
232
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
روز يك شنبه 16 [ شهر ذيقعده ] : توقف كاظمين ، امروز صبح زود برخاسته هوادرنهايت سردى بود ، نماز خوانده حرم مشرف شده ، زيارت نموده ، مراجعت به منزل [ نموده ] بعضى از دوستان از قبيل « 1 » جناب سيد الاطباء همدانى و دوستان كاظمينى ، آقا سيدجواد آمده نشسته قرب به ناهار حضرات برخاسته رفتند . دو سه نفر مهمان براى حاجى خليل آمده بود ، از بنده خواهش گز اصفهان نموده بود . قدرى دادم ، بردند . به آقا سيد جواد گفتم ، آقا سيد را بگوئيد ، بيايد ناهار بخوريم ، آقا سيد آمد ، ناهار صرف نموده . ميرزا محمود وآقا سيد جوادخيال رفتن بغداد را داشته ، به واسطه برودت هوا خيالشان منصرف شد . بعضى بچه عرب ها آمده ، نشسته مشغول خواندن شده ، طرف غروب زيارت مشرف شده ، دوستان را دعا گفتم ، مراجعت به منزل [ نموده ] شجاع نظام وآقا ميرزا قاسم و حضراتى كه سامره رفته بودند ، از سامره مراجعت كرده بودند . شجاع نظام آمده ، از رفتن و برگشتن و زيارت ، كلى كيف تعريف نمود ، آقا سيد جواد هم بود ، تا دو سه ساعت از شب گذشته ، امروز مال و الاغ هم كرايه كرديم كه روز سه شنبه 18 ذيقعده [ 36 ] به طرف كربلا معلى حركت كنيم . دوشنبه 17 شهر ذيقعده : صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . شجاع نظام و ميرزا محمود و آقا سيد جواد به جهت بعضى امورات و وصول وجه برات بغداد بردند . كاغذى به جناب ممتحن السلطنه نوشتم كه مطلبش يكى در باب طلب خودشان از حاجى جواد نام و يكى سفارش نامه به نيابت كربلا دارد ، ميرزا محمود برد . آقا سيد جواد برات را گرفته بود آورد داد ، به اتفاق رفتند بغداد ، آن روز را هم با حاجى خان نواب بنده و شاهزاده محمد حسين ميرزا پسر نوراله ميرزا به باغ دعوت داشتيم چون كار داشتم و فردا خيال حركت را داشتم ، فرستادم عذر خواستم ، آقا صادق خان و آقا سيد حسين سرايدار ، پسر آقا سيد عيسى تشريف آورده ، بنده منزل ، مشغول صحبت شده ناهار صرف شد . طرف عصر هم رفتم
--> ( 1 ) . اصل : قبل