مجموعة مؤلفين

233

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

زيارت و بازار قدرى گردش كردم ، آقا غنى بزاز را ملاقات كردم قرار بود كه با من به كربلا بيايد . به علاوى ايشان و بنده گرديده . طرف غروب ، حضرات از بغداد آمدند ، شب آقا سيد و حسن و آقا سيد جواد مهمان بنده بودند ، آمده نشسته مشغول صحبت شده ، تا سه ساعت از شب گذشته شام صرف شد ، استراحت كرديم . امروز كه روز سه شنبه 18 شهر ذيقعده است ، بايد برويم به منزل محموديه ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . آقا سيد [ و ] آقا سيدجواد آمد ، حضرات عرب هاى مكارى آمده ، الاغ و قاطر آورده اسباب ها را [ 37 ] بسته ، حركت كردند . اسبها راحاضر كردند ، از دوستان خداحافظى خواسته ، سه ساعت از دسته گذشته سوار شديم ، به طرف محموديه كه پنج فرسنگ است ، حركت كرديم . نيم ساعت هم در راه ناهار خورديم ، بين راه شكار « 1 » زيادى بود ، شجاع نظام تاخت كرد ، دو سه تير انداخت نخورد . آمديم ناهار را گرم كرده ، عرب هاى چوپان آمده قدرى نى و پوش آورده ، آتش روشن كرديم ، گرم شديم ، ناهار خورديم . عربى هم سواره از محموديه مىآمد كاظمين برود ، مأموريتى داشت ، پياده شد قدرى نان داديم خورد . سوار شديم ، آمديم به طرف محموديه ، پنج ساعته رسيده در كاروانسراى خوبى كه همه ساله منزل داشته ، پياده شده ، مال‌ها را بسته ، رفتم قهوه خانه چاى آوردند ، چاى [ و ] قليانى صرف نموده ، اتاقى ترتيب دادند ، كرسى و آتش گذاشته آمديم در منزل ، آمده نشسته شب را هم با شجاع نظام و ميرزا محمود مشغول صحبت شده ، تا سه چهار ساعتى از شب گذشته ، مشغول روزنامه نوشتن شده ، شام صرف نموده استراحت شد . [ ملاقات بامحتشم السلطنه ] امروز كه روز چهارشنبه 19 شهر ذيقعده است بايد برويم به منزل مسيب ، پنج فرسنگ راه است . صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . دو ساعت از دسته گذشته ، بنه حركت

--> ( 1 ) . اصل : شكال