مجموعة مؤلفين
231
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
پسر آقا خليل و بعضى آمده ، نشسته مشغول [ 34 ] صحبت تا مغرب شد . برخاسته زيارت مشرف شده ، بعداز زيارت ، مراجعت به منزل [ نموده ] ، شب را در خانه حاجى خليل دعوت داشته كه با ميرزا محمود رفتم آنجا چاى صرف نموده ، سيد اصفهانى هم آنجا بود ، آقا سيد جواد هم دعوت داشت ، مشغول صحبت شده ، سيد آمد ، گفت كه هروقت شام مى خواهيد حاضر است ، سه ساعت از شب گذشته ، شام آوردند ، مشغول شام خوردن شده بعداز شام به طرف منزل آمده ، استراحت شد . [ چاپ عكس در بغداد ] شنبه 15 شهر ذيقعده : صبح زود از خواب برخاسته ، آقا سيد جواد آمد ، قدرى كه صحبت كرديم بعضى ازآشنايان ودوستان آمده ، مشغول صحبت شده ، زيارت مشرف شده ، قرب به ناهارشد ، به منزل آمده ، آقا سيد آمد ، ناهار آورده ، ناهار صرف شد . آقا سيدجوادهم بود قدرى صحبت نموده . طرف عصر ، آقا سيد جواد و ميرزا محمود رفتند عكس آقا سيدجواد [ را ] چاپ نموده ، بياورند . من هم تنها بودم ، قدرى با سيد مشغول صحبت شده . عصربه طرف صحن مشرف شدم ، مراجعت به طرف منزل [ نموده ] ميرزا محمود آمد ، اظهار داشت كه رفتم عكس چاپ كرديم ماندكه خشك شود فردا حاضر شود . گفتم ، شب تنها هستم پس آقا سيدجواد را چه كردى حالا كه مى روى به زيارت اگر او را ملاقات كردى بگو شب را من تنها هستم بيايد نزد من ، ايشان به زيارت مشرف شده ، من هم وضو « 1 » ساخته ، زيارت مشرف شدم . ميرزا محمود مراجعت مى نمود ، جويا شدم ، آقا سيد جواد را ملاقات كردى ؟ اظهار داشت كه نديدم . [ 35 ] در صحن ، جناب فخر الاطباء ، عموى ايشان را ملاقات كردم ، گفتم ، آقا سيد جواد را بفرست بيايد نزد من ، ايشان هم فرستاده بودند . منزل كه آمدم ، قبل از من آمده ، قدرى با ايشان و ميرزا محمود مشغول صحبت شده ، تا سه ساعت از شب گذشته ، شام صرف نموده ، استراحت شد .
--> ( 1 ) . اصل : وزو