مجموعة مؤلفين
213
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ افراد مدعو حاكم ] جمعى سوار در آنجا به جهت پذيرايى ايستاده بودند استقبال كردند نزديك عمارت نواب و الا ناصر الدوله با اكبر ميرزا تويسركانى و احتشام السلطان « 1 » پسر مرحوم عمادالدوله ايستاده بودند . حضرت و الا از ناصر الدوله حال پرسى فرمودند ، ناصرالدوله هم از همگى حال پرسى فرمودند . بعد ، حضرت و الا تشريف بردند اندرون ، خواستند خواتين حرم « 2 » هم آنجا تشريف داشته و فرمودند شما در بيرون ناهار بخوريد تا اينكه من اندرون ناهار بخورم ، بيرون بيايم . در خدمت ناصرالدوله [ 14 ] رفتيم بالا خانه نشستيم امر به ناهار فرمودند ، ناهار چلوكباب با « 3 » ته چين و همه لوازمات ، بسيار ناهار ملوكانه و مأكول بود . اجزاى سرسفره ، يك طرف نواب ناصر الدوله زير دست ايشان نواب محمد حسين ميرزا ، « 4 » پسر حضرت اسعد اشرف و الا فرمانفرما ، نشسته بودند . زير دست ايشان محتشم السطان نشسته بودند ، زير دست ايشان نواب اكبر ميرزاى تويسركانى نشسته بودند ، پايين تر از ايشان جناب محيرالملك نشسته بود ، طرف ديگر سفره محتشم الدوله نشسته بودند ، زير دست ايشان خسرو خان ، افتخارالولات كردستانى نشسته بود ، زير دست ايشان بنده نشسته بودم ، زير دست بنده ، جناب فريدالملك نشسته بود ، پايين سفره هم پسر محتشم السلطان نشسته و پسر سالار منصور ، بعد از آن ناظم حكومت . [ سرگرمى هاى فرمانفرما حاكم كرمانشاه ] بعد از صرف ناهار و قليان حضرت و الا از اندرون تشريف آوردند بيرون ، « 5 » به بنده فرمودند ، فلانى بيا يك قدرى تخته بازى كنيم ، بنده عرض كردم ، به عمرم هيچ وقت به اين كارها اقدام نكردم .
--> ( 1 ) . سلطان اسماعيل ميرزا ( 2 ) . بانوان امرا ، اهل و عيال مرد . ( 3 ) . اصل : مع ( 4 ) . محمدحسين فيروز ( 1270 تبريز - 1362 ، اروپا ) شاهزاده قاجار و نوه دخترى مظفرالدينشاه بود . بانك اطلاعات رجال ايران . ( 5 ) . دراصل جمله چنين است : بيرون تشريف آوردند