مجموعة مؤلفين

154

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

روزى يك مرتبه زيارت نمىرفت و مرافعه مراجعت را داشت حالا ميل به آمدن نداشت به هزار مرافعه يك ساعت و نيم به صبح مانده حركت نموديم . قريب به تاج خاتون « 1 » نماز صبح را كرديم ، دو ساعت به ظهر مانده به ساليون رسيديم . ناهار نان وپلو و گردو و پياز خورديم چيزديگر پيدا نمىشد ، بنه را روانه كرديم . من و ميرزا مهدى خان و آقا سيدرضا اسب ها را به دست خودمان بستيم و در بيابان روى زمين گندم كاشته بودند ، جزئى سبز بود خوابيديم ، قريب يك ساعت بعد برخاسته حركت نموديم از مال‌هاى بنه گذشتيم . دو ساعت به غروب مانده ما وارد قم شديم ، نماز كرده چاى خورديم تا غروب مال‌ها آمدند ، شام تدارك ديدند ، چلو و بعد حرم مشرف شديم زيارت كرده ياد همگى نموديم ، مراجعت [ 146 ] به منزل نموديم مشغول روزنامه نويسى گرديديم ، آب رودخانه خيلى زياد است ، به جهت باراندگى زياد ، كه شده . بعد مفرش هاى خودمان را علا حده كرديم در امشب و شام خورده در كمال خستگى خوابيديم . [ كندن قبرستان جنب حرم و ساختن مدرسه در قم ] روز سه شنبه بيست و سوم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] قم ، صبح برخاسته نماز كرده به حمام رفتيم ، حمام گرمى بود چرك نموديم و در حمام انار گرفته صرف شد ، بعد بيرون آمده حرم مشرف شدم از راه قبرستان ، ديدم قبرستان بسته به صحن را كه پى كنده‌اند و مرده ها را چه تازه و چه كهنه بيرون آورده‌اند و توى چاله ديگر ريخته ، پرسيدم چه خيال داريد بسازيد ؟ گفتند : امين السلطان مدرسه مى سازد و حاجى سيد جواد به جهت اينكه نبش قبر حرام است و مىكردند و كسى حرف مشاراليه را نمىشنيد قهر كرده به كربلا رفته ، ولى مدرسه خوبى مىشود از قرار معلوم خيال امين السلطان اين است كه قم را هم تصرف نمايد مثل حضرت عبدالعظيم . [ سفركربلا سفرى پر خرج و پر زحمت ] بارى ، بعد از زيارت به منزل آمدم ، ديدم كربلائى اسماعيل رأى مكارى را زده كه امروز بار ننمايد و آقا سيد رضا هم به حمام رفته ، گفتم محض ميل ميرزا مهدى خان به آش آبغوره ، آش آبغوره درست كردند با نان و پلو ، بعد از آمدن آقا سيدرضا صرف شد . و شام هم به جهت امشب گفتم ،

--> ( 1 ) . اصل : خواتون ، روستايى از توابع بخش سلفچگان شهرستان قم . همان