مجموعة مؤلفين
155
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
درست كردن ، اگر بتوانيم مكارى را به پل ببريم . در ديوار ديدم اين شعر [ 147 ] نوشته بود با حالت مخلص درست آمد ذكرش : سفر اهل اين جهان سقر است * زين سبب صورت سفر ، سقر است و واقعا درست است به جهت آنكه من در اين سفر ، مبلغ پانصد تومان خرج نمودم و الآن كه در قم هستم معطل صد دينار مى باشم و خيلى بد هم گذشت و احدى هم راضى نيست و مىگويند اگر كسى بپرسد ، ما چيزى نخورديم و به ما بد گذشته ، ميرزا مهدى خان به قدر من خرج كردهاست ، شما تصور نمائيد زمان آمدن در زيان . به هر كه گفتيم ، شام درست كنيد خودتان بخوريد ، همگى گفتند ، ما بلد نيستيم و شام هم نمىخواهيم ، آخر عطا درست كرد . همگى گفتند ، يك من با دو من نان و خورش ديگر ما را كم است . و اين مخارج را به پنج نفر مى داديم و آه و ناله داشتند . بعد گفتيم ، آشپزى كه نكرديد پس مالها ى ما را رسيدگى نمائيد ، آن را هم نكردند آخر خودمان رسيدگى مىكرديم ، ده روز يك مرتبه تيمار نمىشد ، يعنى كسى نبود بكند ، همگى مهمان بودند و حرف مفت زن ، گفتيم ، اينها را كه نكرديد پس كمك مكارى نمائيد در بار كردن ، و بار گرفتن ، گفتند ما مكارى نيستيم ، همه اينها زحمتش با آقا سيدرضا بود آن هم ده روز قهر بود از بس كه فرياد مىكرد و بد مىگفت و يك روز صلح . مختصر ، خيلى بد گذشت و مخصوص سفر كربلا بد به همه مىگذرد و تجربه شده و نيست كسى [ 148 ] كه اين سفر را برود با يك كرور پول و مقروض برنگردد . با وجود پول خودم و طهران كه دادم ، باز پنجاه تومان قرض كرديم و دينارى ندارم و معطل صد دينار هستم و يك نفر هم از نوكرها راضى نيست ، مخصوص ، كربلائى اسماعيل كه واقعاً خيلى در اين سفر خدمت نكرد و من خجل از او و ابراهيم ينگه او ، « 1 » هستم مهمان آمده و مراجعت نموده ، مخارج خودش را با مالش داديم ، مال خودش را سوار نمىشود و از من مال سوارى مىخواهد ، وضع ما اين است بايد از خجالت ماديان از زير قبل منقل كشيدن ، خودم بيرون بيايم .
--> ( 1 ) . كذا .