مجموعة مؤلفين

153

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

روزنامه‌نويسى گرديدم ولى ميرزا مهدى خان از جهت خستگى خوابيد ، نماز مغرب را كردم شام خورده [ 144 ] سياحه نوشتم ، آقا سيد تقى از ساروق مواجبش را گرفت و به ولايت رفت جايش بسيار خالى است كه سر به سرش بگذاريم ، ساعت چهار بعد از شام خوابيدم . [ يخ‌زدگى راه و آسان شدن حركت ] روز يكشنبه بيست و يكم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] جهرود ، شش ساعت به صبح مانده برخاسته بخارى را روشن كرده چاى درست كرده صرف شد ، دو ساعت به صبح مانده مال‌هاى بنه را روانه كرديم و خودمان مانديم نماز صبح را كرديم و راه افتاديم ، چون شب صاف بود زمين‌ها يخ كرده بود و الا خيلى مشكل بود از برف و گل خلاص شويم تا جهرود برف بود از آنجا ديگر برف نبود . شش ساعت به غروب مانده به منزل رسيديم . ناهار انگور و نان و پلو صرف شد بعد چاى خورده دو كبك به جهت ما تعارف آوردند . امشب گفتم ، فسنجان درست كردند « 1 » بعد از چاى خوابيدم ، نيم ساعت به غروب مانده بيدار شدم ، نماز كرده تا مغرب نماز كردم ، آتش روشن نموديم و مهدى ميرزاى مكارى را خواستيم و گفتيم يا فردا منزل را بشكند به قم برود يا اينكه نوشته به ما بدهد بارها را به مشاراليه واگذاريم كه طهران تحويل بدهد و خودمان فردا قم برويم ، عبدالحميد و عطا نزد مشاراليه باشند . مكارى رفت مشورت نمايد بعد شام خواستيم كه بخوريم تا مشاراليه بيايد ، تكليف معلوم شود . شام فسنجان و چلو داشتيم با كبك ، جاى همگى خالى بود ، صرف شد . امشب خيلى سرد است ، مكارى قبول كرد قم برود از اينجا ، شام خورده خوابيديم [ 145 ] كه نصف شب حركت نمائيم . روز دوشنبه بيست و دوم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] قم ، شش ساعت به صبح مانده آقا سيد رضا برخاست و رفت ، جو مال‌ها را داد و مكارى را خبر كرد جو بدهد ، آمد آتش روشن كرده چاى درست كرد ، من برخاسته چاى خورده هر چه فرياد كردم كه بار نمائيد كربلائى اسماعيل نمىگذاشت به جهت آنكه باد مىآمد و سرد بود و ميل منزل شكستن را نداشتند ، در كربلا كه بوديم

--> ( 1 ) . دراصل جمله بدين صورت است : امشب فسنجان گفتم درست كردند