مجموعة مؤلفين
140
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ برف شديد در كرند ] روز يكشنبه هفتم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] كرند ، صبح برخاسته به هزار مشقت نماز كردم و سوار شديم و هوا البته سرد بود ، اول برف بود ، تمام كوه و زمين برف بود ، بعضى جاها توى جاده برف سوراخ شده بود ، گل و برف بود با وجود برف و باد سرد بود ولى مثل سرماى عربستان نيست . زوار و ميرزا محمود خان مستوفى نظام آذربايجان در ميان طاق افتادند ، ولى ما آمديم به كرند ، غروب [ 124 ] با هزار زحمت رسيديم . ناهار چون نان ساجى بود من نخوردم ، كماج از بغداد گرفته بودم با تخم مرغ پخته و پلو و خرماى اشترلى خوردم . اما خيلى امروز ، مشقت زحمت كشيديم تا كرند ، تخميناً قريب يك زرع برف آمده بود كه نيم زرع باقى مانده بود ، شام هم پلو و كشمش و قيمه هم داشتيم ، صرف شد ، پاى من خيلى شدت كرد كه نه سوار مى توانستم بشوم و نه پياده و نه خواب مى رفتم و نه مى توانستم بنشينم ، الآن كه روزنامه مىنويسم در روى دست و يك ورى افتادهام و مىنويسم ، آقا سيد رضا قدرى خشك تاوه درستكرده ، بسته ام آن روغن را كه درستكرده بودم ديگر نگذاشتم ، اميد دارم كه انشاء الله آرام بگيرد ، امشب بخوابم . ميرزا مهدىخان از كثرت كسالت امروز خوابيده و همگى يك دردى مبتلا هستيم ، آقا سيدرضا انگشتش كوشك شده ، درد مىكند ، من به درد زخم گرفتارم ، ميرزا مهدىخان پايش درد مىكند آقا سيد تقى ناخوشى قديمىدارد ، خدا انشاء الله عاقبت همگى را به خير نمايد در اين برف و باران و زمستان با ناخوشى همگى و هواى سرد و مالهاى نرو و لنگ و روغن و جو و كاه و همه چيز گران و بى پولى و بىپرستار ، كه جز خدا كسى را نداريم ، توكلت على الله . [ 125 ] نان سه روزه را در كرند گرفتيم كه قدرى بهتر بود ، ساجى نبود و ساعت چهار بعد از شام خوابيدم . روز دوشنبه هشتم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] هارون آباد ، صبح برخاسته نماز كرديم ، خواستيم بار نمائيم ، مكارى قبول نمىكرد و مىخواست لنگ نمايد ، قبول نكردم ، به هزار مرافعه باركرديم زمينها برف و يخ بود با هزار مشقت آمديم تا سه فرسنگ برف و يخ تمام شد كه ديگر نبود ولى قدرى گل بود ، ناهار نان و خرما صرف شد سواره .