مجموعة مؤلفين

136

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

خدا بدرجستيم ، به تنها آمديم و له الحمد ، سالم هم آمديم ، اميد داريم كه انشاء الله اين سه منزل هم سلامت بگذريم ، با خداست . بارى ، [ در ] قزل رباط ناهار تخم مرغ و پلو و نان و ليمو صرف شد . بعد من قدرى خوابيدم ، از شدت درد پايم كه زخم است بيدار شدم ، چاى صرف شد تا مغرب نماز كردم با پاى زخم كه نمى توانم بنشينم و نه بخوابم ، مشغول روزنامه نويسى شدم . در اين منازل جو و كاه زمان مراجعت خيلى گران است ، شام هم چيربير تخم مرغ و مرغ داشتيم با چلو پدر سوخته ، ولى خورش خوبى شده بود ، جاى همگى خالى بود ، با درويش بى ايمان صرف شد و آقا سيد رضا پنج روز در يك روز قهر است ، نه ناهار مى خورد و نه شام . قزل رباط ، در اصل دخترى اينجا كاروانسرا ساخته بود و نام آن را مردم ، قز رباط مىگفتند يعنى كاروانسراى دختر ، از كثرت استعمال قزل‌رباط مىگويند . منازل ما در كاروانسرا است با كثرت « 1 » دود ، خيلى تلخ مى گذرد ولى عشق وطن نمى گذارد ، بد بگذرد اگر آقايان بگذارند . بارى درويش بى ايمان قدرى مثنوى مىخواند ، گوش مىدهيم و شام مىخورديم ، خوابيديم ولى من از شدت درد خوابم نمىبرد [ 119 ] و نمىتوانم بنشينم ، خيلى صدمه مىزند ، خدا رحم كند ، كه در سرماى ايران سيم نكشد و مرا نياندازد . [ خراب كردن پل محمدعلى ميرزا دولتشاه در جنگ ] روز چهار شنبه سوم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] خانقين ، صبح برخاسته نماز كرده سوار شديم ، هوا ابر بود و زمين ها سبز و خرم ، خيلى خوب و با صفا بود و چند نفر عسگر هم سر تپه ها بودند به جهت محافظت زوار ، چهار ساعت به غروب مانده ، خانقين سالماً لهو الحمد ، رسيديم . ناهار ماست خيكى دود زده و پلو تازه صرف شد و شام هم چلو خورش ماست و مرغ داريم بعد چاى خورديم تا مغرب دنبه پيدا كرديم ، روغن با گوگرد به جهت پايم درست كرده بستم و بعد مشغول نماز گرديدم ، نماز كرده مشغول روزنامه نويسى شدم .

--> ( 1 ) . اصل : كسرت