مجموعة مؤلفين
123
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
شط عبور نمائيم توى چادر رئيس امير عرب رفتيم ، شب مانديم ، چادر سياه دارند از موى بز و از نى هم ، حياط به جهت خودشان درست نموده اند . به مجرد منزل گرفتن ما ، خبر آوردند كه گوسفند اين امير را ، امير انيزه برده ، زنهاى اين امير از چادرها بيرون آمدند و فرياد مىكردند و صورت مىكندند تا مردهاى خودشان جمع شدند با نى و ماديان رفتند و گوسفند [ 100 ] خودشان را پس گرفتند و آوردند . در بين راه ، ناهار نان و پلو و خرما خورديم و شام هم شير تريد و ماست خورديم بااشكنه ، ما و آقا سيدجواد قمى و حاجى ميرزا لطف الله در اين طرف شط مانديم و مابقى رفتند به خاننجار . وامشب بلبلان چادر خوبى داريم ، يك طرف آواز دستاس و يك گوشه فرياد سگ ها و از طرف ديگر ، صوت عربها كه من هيچ نمى فهميدم . ولى امشب خيلى سرد بود دو شب هم باران آمدهبود . نان ، حقه يك قمرى است و جو ، كيله كه از يك حقه بيشتر است ، به يك قمرى و نيم و تخم مرغ ، عددى نيم قمرى و كاه ، حقه يك قمرى است . بارى ، بعد از خوردن شام خوابيديم توى هم ، آقا و نوكر داخل هم بود ، دودبسيارى هم در چادر كرده بوديم اين هم يك صفايى داشت . جاى همگى خالى بود و ياد همگى كرديم ، نان ور نيامده ميل كنيد و دود بخوريد . چون ديدم نان ورنيامده اذيت مىكند ، ساعت شش چاى درست كرده ، من وآقا سيدرضادرست نموده خورديم وخوابيديم . [ شب ولادت در سامرّا ] روز يكشنبه شانزدهم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] سامره ، صبح برخاسته ، خيلى سرد بود وضو گرفتم نماز كرده قدرى گرم شدم و اسب ها را لب شط برديم ، در قفه گذاشته ، مالها را در آنجا كرديم ، آن طرف رفتيم . امّا بگويم از طمع چادر نشين ها ، البته هيچوقت نرويد ، از ما يك طاقه شال مىخواست به جهت يك شب كه منزل نموديم ، همه چيز را هم دوبرابر پول گرفت . و قفه هم نفرى با اسب و بار ، سه قمرى مى گيرند و انعام هم آن عمله مىخواهد و اجاره يهودى است [ 101 ] قفه ها ، از جانب دولت . و از هر قرانى دويست دينار كسر مى نمايند و جاى ديگر صد دينار كسر مىنمايند .