مجموعة مؤلفين
105
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
مطلوب بود صرف مىشد ، با ليمو و خرما و نان ، ناهار صرف شد . بعد تراده را نگاه داشتند خوابيديم ، شام هم نان و پياز داشتيم چون چيز ديگرى پيدا نمىشد ، با خرما صرف شد ، خوابيديم . روز دو شنبه بيست و پنجم [ صفر ] : [ در نهر هنديه ] يك ساعت به صبح مانده ، [ 76 ] برخاستيم چاى صرف شد وضو گرفته نماز صبح را كرديم و راه افتاديم يك ساعت از آفتاب گذشته به شط مسيب ، رسيديم باغستان مسيب پيدا مىشد و ديده مى گرديد . از شط دو نهر سوار شده يكى نهر هنديه است كه به كربلا مىرود و آن وقت يك نهر هم رو به نجف مىرود و خود شط به حله مىرود ولى همين نهر نجف هم كمتر از شط نيست خيلى آب دارد بيشتر از شط يعقوبيه است . [ مسافت كربلا تانجف از راه شط ] از كربلا تا سر شط ، پنج فرسنگ است و از شط تا نجف ، دوازده فرسنگ است . از شط تا طويريج كه هنديه باشد كه مردم از آنجا سوار مىشوند به نجف مى روند ولى ما از كربلا سوار شديم ، سه فرسنگ است و از طويريج تا كوفه ، سه فرسنگ است در آب . و از كوفه تا نجف هم دو فرسنگ است . الآن در ميان شط مشغول روزنامه نويسى هستم كه وقت ناهار است و هنوز به هنديه نرسيديم گمان من آن است كه امشب را نجف نرسيم در كوفه باشيم ، هوا هم ابر است خدا نكند كه باران بيايد . سه ساعت به غروب مانده ، طويريج رسيديم شهر خوبى است جسر هم دارد ، كه از طويريج به حله مىروند ، پياده شديم قدرى گردش در شهر كرديم بهتر از يعقوبيه است و پنج سال است كه اين شهر تازه احياء شده است يك كرور معامله آن است و از تراده پول شط [ 77 ] و جسر مىگيرند معطل شديم تا يك ساعت به غروب مانده قدرى تخم مرغ و نان و هيزم گرفتيم به جهت شام ، راه افتاديم . [ باستان شناسان غربى در شهر نمرود ] در تراده ما سى و پنج نفر بوديم سه فرسنگ آمديم ، هوا خيلى گرفت و دانه دانه باران بناى آمدن را گذاشت ، لابداً ، شب را در بالاى تپه نمرودى ، دهى بود كه اسم آن ، من سه بود ، پهلوى آن ، در