الشيخ رحيم القاسمي

86

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )

كثيرى در آنجا به ذكر مشغول بودند . در كمال تعجب به اندرون خانه رفتم . سواى آخوند كسى را نديدم ؛ نهايت همان صداها مى آمد » . « 1 » « تبحّر آن جناب عالى شأن ، كالنور فى الظلم ، بر عالم و عالميان مسلّم ، و بى نياز از توصيف و بيان است . به زيور علم و فضل آراسته ، و به حليه زهد و تقوا پيراسته ، و در مرحله احتياط به حدّى كوشيده بود كه با آن اطلاع و استعدادى كه حضرت وهّاب به او عنايت كرده بود ، گاهى فتوى نداد ، و از شاگردان آن بزرگوار در اطراف ، مفتيان عالى شأن بودند . و در مدة العمر به جمع زخارف دنيويه همّت را مصروف نداشت ، به عزلت و گوشه گيرى خو كرده بود ، و از معاشرت اهل دول بسيار اجتناب مى داشت . و از جمعى از ثقات شنيده ام كه مرحوم آخوند در مكان استجابت دعوات ، هميشه از درگاه قاضى الحاجات ، فقر و عزّت اولاد و سلسله خود را مسألت مى فرموده است ؛ به جهت آن كه شخصى از متموّلين در آن زمان فوت شده بود ، و اولاد او در هنگام منازعه بر تركه اش ، او را به انواع سخن هاى نالايق ياد مى كردند ، و اين معنى بر دل آخوند گران آمده بود . و ظاهر احوال آن است كه تير دعاى آخوند به هدف اجابت رسيده است ، كه هميشه اولادش با عزّت و شأن اند ، و كسى از آن ها مال دار نشده است به حدّى كه قابل نزاع باشد . و اصل آن بزرگوار از مازندران ، و اسم والدش ملا احمد است ، و فقر و درويشى و پريشانى احوال او به درجه كمال رسيده بود ؛ و لهذا از نهايت اضطرار ، روزى به آخوند مرحوم فرمود كه به جهت تحصيل معاش ، به مضمون « إن أرض الله واسعة » بايد تلاش نمود ، و از من تحمّل اخراجات شما ميسّر نيست . از جانب من معذوريد به هر وجه كه خواهيد تنقيح امور خود بنماييد . آخوند مرحوم از مازنداران به دارالسلطنه اصفهان تشريف آوردند . در آن اوان - كما هو الآن - از جانب سلاطين و اعيان ، به جهت طلاب علوم دينيه ، مدارس

--> ( 1 ) . رياض الجنة ج 3 ص 328 - 326 .