الشيخ رحيم القاسمي
87
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )
و وظايف معين بود ، و به قدر رتبه به هركس چيزى مى دادند . آخوند چون اوّل تحصيلش بود در مدرسه اى مكان گرفت كه روزى دو غازبكى كه دو فلوس هند تقريباً مى باشد به هر شخص مى دادند ، و آن كفاف اكل را به خوبى نمى كرد ، تا به ديگر ضروريات چه رسد ! و تا مدّتى ميسّر نبودش كه روشنى به جهت خود مهيا كند ، هنگام مطالعه را در پاى روشنى ها كه به جهت متردّدين بر در بيت الخلاء مى گذاشتند ايستاده ، تا صبح مطالعه مى كرد . تا آن كه از افضال قادر متعال ، به اندك زمانى قابليت مجلس شريف آخوند ملا محمد تقى عليه الرحمة را به هم رسانيد ، و در مجلس آن بزرگوار با علماى نامدار هم سبق شد ، و در اندك زمانى بر اغلب آنها فايق گرديد . و آخوند را شفقتى تام بالنسبة به آن عالم همام به هم رسيد ، و بر جرح و تعديلش در مسائل اعتماد مى فرمود . در اين اثنا ايشان را ميلى به تمتّع نساء حاصل شد . آخوند مرحوم از وجنات ، احوال دريافت نمودند . روزى بعد از فراغ از تدريس به ايشان فرمودند كه اگر اجازه دهى زنى را به جهت تو نكاح كنم و در حباله تو درآورم . ايشان بعد از حيا و تأمّل بسيار ، اجازت دادند . آخوند به حرم رفته ، آمنه فاضله مقدّسه مجتهده را كه در تمام علوم به سرحدّ كمال بود طلبيدند ، و فرمودند كه : به جهت تو شوهرى معين كرده ام كه در نهايت فقر ، و منتهاى فضل و كمال است ، و اين امر موقوف به رضا و اجازه توست . آن مقدّسه صالحه فرمودند كه : فقر عيب مردان نيست . پس آخوند مرحوم ، مجلسى كه رشك بهشت برين بود آراسته ، در ساعت سعد ، نكاح را جارى فرمودند ، و در هنگامى كه مشترى با زهره دست و بغل بود ، قران بين السعدين اتفاق افتاد . در آن شب ، آخوند داماد مسعود ، جبهه عروس را گشوده ، بعد از ملاحظه جمال و حمد قادر متعال ، به گوشه اى رفته ، به مطالعه مشغول شدند . و از اتفاقات ، مسأله بسيار مشكله اى پيش آمده بود كه منحل نمى گرديد .