الشيخ رحيم القاسمي
114
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )
خجسته اختر برج شريعت نبوى * كه چون ستاره ضميرش دليل اعيان است فروغ پرتو روشندلان درگه حق * چو نور مهر ز پيشانيش نمايان است بود فروغ ضميرش چو شعله آتش * چه شد كه دهر ز افسردگى زمستان است نشان شرع ز مطرب طلب كه رشته ساز * ز رهنمايى او شاهراه ايمان است عصا به دست رود چون به منبر خطبه * به كوه طور تو گويى كه پور عمران است در آن مقام كه خوان شريعت آرايد * ز بال روح امين ، عيسى اش مگس ران است به هيبتى است كه در دور او پياله مى * به بزم عيش ز بى حرمتى به دوران است . . . كه به جان حسودش آتش رشك * دونده تر ز مى اندر عروق مستان است بود ضمير منيرش خزانه اسرار * كه سينه اش هدف . . . قرآن است زمين ز ديو و دد ايمن بود كه همچو شهاب * فروغ جبهه او تير رجم شيطان است به هر طرف كه كند رو ، بسان قبله نما * درون سينه ، دلش سوى كعبه گردان است زند ز شهپر روح الامين اتاقه به سر * گداى درگه او بر زمانه سلطان است