الشيخ رحيم القاسمي

32

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )

والفضلاء و كثير من الناس يقربون من خمسين ألفاً » . « 1 » مير محمد صالح خاتون آبادى در حدائق المقربين مى نويسد : « شيخ بهاء الدين محمد عاملى در مراتب اشتهار مانند شمس در رابعة النهار است ، و او تلميذ پدر بزرگوار خود شيخ حسين است ، كه شاگرد شيخ زين الدين عليه الرحمة بوده است . و پدر او شيخ عبدالصمد است ، و پدر او شيخ شمس الدين محمد . و ايشان همه عالم و عامل ، و از اهل زهد و ورع بوده اند ، و نسب ايشان به حارث همدانى مى رسد . و حارث از قبيله همدان است كه در يمن بوده اند ، و از خيار اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام بوده است . . . و آخوند ملا محمد تقى مجلسى عليه الرحمة نقل مى فرموده از شيخ ، كه : آباء و اجداد ما در جبل العامل پيوسته به زهد و عبادت مشغول بودند ، و صاحب مقامات و كرامات بودند . و از جدّ پدر خود شيخ شمس الدين نقل مى فرموده كه : روزى برف عظيم باريده بود ، و در خانه جدّ ما قوتى براى عيال و اولاد او نبود ، و اطفال مى گريستند و نان مى خواستند . پس جدّ ما به جدّه ما فرمود كه اطفال را ساكن كن كه نگريند تا دعا كنيم كه حق تعالى به ما و ايشان روزى عطا فرمايد . پس جدّه ما قدرى از برف برگرفت و به نزديك تنور برد ، و گفت : اين نان است براى شما مى پزم . و آتش در تنور افروخت ، و برف را مانند گرده نان بر تنور مى چسبانيد ، و جدّ ما به دعا مشغول بود . ناگاه ديدند كه گرده هاى نان از تنور بيرون آمد ، و اطفال خوشحال شدند ، و به نزد جدّ ما آمدند ، و او را از واقعه خبر دادند . چون جدّ ما استجابت دعاى خود را مشاهده نمود ، شكر حق تعالى به جا آورد . پس بعد از ذكر اين قصه غريبه ، شيخ فرمود كه ما در جبل العامل صاحب چنين احوال بوديم ، چون به بلاد عجم آمديم آن حالت ها از ما سلب شد . [ و ] آن شعر

--> ( 1 ) . روضة المتقين ج 14 ص 434 436 .