مؤلف مجهول

23

هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )

عليه و آله و سلّم - و شريعت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - را دين مىنامند از براى آنكه مشتمل است بر ترتيب جزا بر عمل ، مثل حدود در دنيا و ثواب و عقاب در آخرت ؛ و اين علم را نيز « اصول دين » مىگويند ، از براى آنكه ساير علوم دينيّه از قرآن و حديث ، مبنى است بر اين علم ؛ از براى آنكه قرآن و حديث و موقوف است بر صدق رسول - صلّى اللّه عليه و آله - و تصديق آنكه رسول رسول است ، موقوف است بر ثبوت مرسل و صفات او و عدل او . و أجمع العلماء كافّة على وجوب معرفه اللّه يعنى : اجماع كرده‌اند جميع علما بر وجوب معرفت اللّه . و اجماع در لغت اتّفاق است و در اصطلاح ، اتّفاق اهل « 1 » حلّ و عقد است از امّت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - بر امرى از امور ؛ و مدار حلّ و عقد نزد ما بر دخول معصوم است ؛ و كلام مصنّف - قدّس اللّه سرّه - ناظر است به اجماع جميع علماى ناجيه ، و حال آنكه اين‌چنين نيست . از براى آنكه جمهور مخالفين كه اشاعره‌اند ، نمىگويند به امتناع شىء بر اللّه تعالى ، بلكه ايشان مىگويند كه جايز است كه اللّه تعالى جميع مقرّبين را داخل كند « 2 » در نار و خاص گرداند كفّار را به نعيم جنان ؛ و نسبت مىكنند به اللّه تعالى جميع احوال كه واقع است - خواه حسن و خواه قبيح - و اعتبار مىكنند تقليد را ؛ و قائل نيستند به امامت ائمّهء معصومين ، صلوات اللّه عليهم . و فقير مىگويد كه مصنّف مخالفين را از علما نمىداند ، بلكه ايشان را از فقرهء جهّال مىداند ؛ و مراد به علما ، جميع علما است . « 3 »

--> ( 1 ) . س : - اهل . ( 2 ) . س : كنند . ( 3 ) . از كلام شارح معلوم مىشود كه « العلماء » را در اين عبارت اعمّ از فقهاى شيعى و سنّى مىداند و به صراحت -