على ابو الحسنى ( منذر )
68
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
نوادهء سيد صاحب عروه ) « 1 » گفته بود : فقط جدّ تو از من اعلم بوده است . « 2 » افزون بر شخصيتهاى ياد شده ( آقا ضياء ، مدرسى يزدى و حكيم ) ، دو فقيه بزرگ قزوين در روزگار مشروطه : حاج شيخ عيسى شهيدى و حاج ميرزا اسحاق مجتهد ، نيز در پاسخ به سؤال از اينكه « اعلم علماى عتبات عاليات و نجفاشرف » كيست ؟ سيد را به اين سمت معرفى كردهاند . آيت اللّه حاج ميرزا اسحاق مجتهد در پاسخ به سؤال ياد شده مىنويسد : « هو . تعيين اعلم حقيقى در منتهاى اشكال است ، فلذا بايد گفت فالله الاعلم . و اما اعلم معروف و مرجع تقليد ، آقاى آقا سيد كاظم دام بقائه را مىدانند . حرّره اسحق » . آيت اللّه حاج شيخ عيسى ( فرزند شهيد ثالث ) در پاسخ به سؤال فوق گام فراتر نهاده و رسما سيد را اعلم از ديگران شمرده است : بسم اللّه الرحمن الرحيم . جناب آقاى حجة الاسلام آقاى آقا سيد كاظم يزدى اعلم است ، و انا الاقل عيسى بن شهيد . « 3 » * چالش علمى با آخوند خراسانى « تفوّق و برترى » يا دستكم : « تبرّز و برجستگى » صاحب عروه در دانش « فقه » نسبت به ديگران ( حتى نسبت به آخوند خراسانى ) مورد تصديق و تصريح بسيارى از صاحبنظران بزرگ اين رشته قرار دارد . حتى - چنان كه فوقا در داستان پرسش حاج آقا حسين قمى از آخوند ديديم - خود آخوند نيز با گفتن اين جمله كه : « در اصول ، من اعلمم ؛ در فقه ، چه عرض كنم ؟ » ، خود را در دانش فقه ، از سيد فراتر نمىشمرده است . درعينحال بايد گفت كه سيد ، در دانش « اصول فقه » نيز پهلوانى كممانند بود و حافظهء تاريخ ، موردى را ثبت كرده است كه صاحب عروه ، از نزديك به چالش اصولى با آخوند خراسانى برآمده و در اين عرصه حريف را سخت به دشوارى افكنده است .
--> ( 1 ) . آيت اللّه حكيم ، ابو الزوجهء حاج سيد ابراهيم بودند . ( 2 ) . پايان اظهارات حاج سيد عبد العزيز طباطبايى . اقدام مرحوم آيت اللّه حكيم به تصنيف كتاب چند جلدى « مستمسك العروة الوثقى » - كه مشهورترين شرح بر عروه محسوب مىشود - گواه اهميتى است كه آن مرجع فقيد به صاحب عروه و كتاب سترگ وى مىداده است . چنان كه در ابتداى مستمسك نيز از ايشان با عنوان « سيدنا الاعظم فخر الفقهاء المحققين السيد كاظم الطباطبائى اعلى اللّه مقامه » ياد كرده است . ( 3 ) . براى متن سؤال و جوابها ر . ك ، قزوين در انقلاب مشروطيت ( مشتمل بر اسناد و عكسهاى منتشر نشده ) ، مهدى نورمحمدى ، صص 319 - 320 .