على ابو الحسنى ( منذر )
67
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
يعنى از نظر آخوند هم ، سيد بر سايرين ترجيح داشته است . « 1 » 2 . يكى از علماى مهم يزد ( ظاهرا آمير سيد على مدرسى يزدى ، شاگرد برجستهء ميرزاى شيرازى و فاضل اردكانى ) ايضا پس از فوت مرحوم ميرزاى شيرازى ، براى تحقيق و تشخيص اعلم از يزد بهسمت عتبات عاليات حركت مىكند . پيش از حركت ، به مردم مىگويد : شما بر تقليد ميرزا باقى باشيد ، من به نجف مىروم و پس از تحقيق و تفحص دربارهء شخص اعلم ، هرچه دستگيرم شد به شما اطلاع مىدهم . وى مرد ملاى محترم و فاضل و موجّهى بوده است ، لذا وقتى كه وارد نجف مىشود با آقايان علما و مراجع ، مجالس ديدوبازديد داشته و در اغلب آن مجالس هم بحث فقهى و اصولى مطرح مىساخته است . جستجو و تحقيق وى نهايتا بدينجا منتهى مىشود كه مقام اعلميت ، منحصر به يكى از دو تن - آخوند خراسانى و سيد يزدى - است . از آن پس مىكوشد كه صرفا قدرت علمى آن دو را بسنجد و بدينمنظور جلساتى را برپا مىكند كه هردو يا يكى از آنان حضور داشتهاند و او با طرح مباحث فقهى ، آنها را به بيان نظريهء مختار خويش و ذكر دلايل انتخاب اين نظر ، همراه با نقد آراء و دلايل ديگرى ، تحريك مىكرده و از اين راه مىكوشيده است كه ميزان تبحّر و ورزيدگى علمى طرفين را به دست آورد . مثلا در مجالسى كه سيد حضور داشته ، مبانى و نظريات آقاى آخوند را براى ايشان مطرح مىساخته و سيد - خصوصا در فقه - با وارد ساختن نقوض و ايرادات گوناگون ، آن نظريات را نقد مىكرده و حريف را خوب مىپيچانده است . پس از مدتى ، بالاخره از نجف به يزد مىنويسد كه : آقا سيد محمد كاظم يزدى خودمان ، اعلم از ديگران است و شما از ايشان تقليد كنيد . « 2 » 3 . مرحوم آيت اللّه حاج سيد محسن حكيم ، خود را از معاصرين خويش اعلم مىشمرد و حتى از بيانش استفاده مىشد كه اگر قبليها اعلم از موجودين باشند بايد اشخاص بر تقليد آنها باقى بمانند و شايد خود را از مرحوم نائينى و اسلاف خويش اعلم مىدانسته است . بارى ، مرحوم حكيم به حاج آقا ابراهيم ( پسر حاج سيد على يزدى ، و
--> ( 1 ) . داستان فوق قبلا نيز از زبان آيت اللّه شبيرى آمده بود . ( 2 ) . براى داستان اذعان و اعلان مرحوم مير سيد على مدرس ( از شاگردان برجستهء فاضل اردكانى و مجاز به اجتهاد از جانب او ، و از اعظم علماى يزد ) به اعلميت صاحب عروه ( پس از ملاقات و مباحثه با خراسانى و سيد ) كه سبب رواج تقليد از سيد در يزد شد ، همچنين ر . ك ، النجوم السرد بذكر علماء يزد ، حاج سيد جواد مدرسى ، مخطوط ، صص 106 - 108 .