على ابو الحسنى ( منذر )

148

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

كاظما ، تا كى به خواب غفلتى * فكر خود كن تا كه دارى مهلتى كاظما عمرت هدر شد در خيال * شرم بادت از خداى لا يزال كاظما ، برخيز و فكر راه كن * توشه‌اى از بهر خود همراه كن كاظما ، از بىخودى سوى خود آى * خُرده خُرده رو بكن سوى خداى « 1 » حبّ جاه و تمنّاى رياست ، نيز از چاههاى ويلى است كه بسيار كسان در آن واژگون شده‌اند . * او در بند رياست نبود ! بررسى پروندهء سيد نشان مىدهد كه وى به هيچ روى ، در بند رياست نبود و حتى نماز گزاردن در صحن مولا ( ع ) را نيز ديگران به اصرار بر گردنش گذاشته بودند . حاج سيد عبد العزيز طباطبايى نقل كردند : حاج ملا ابراهيم يزدى ، از علماى صاحب‌نام و پارساى نجف بود كه سيد را او در نجف به كار اقامهء جماعت در صحن مطهر علوى ( ع ) واداشت . ماجرا از اين قرار بود كه : سيد ، در نجف ، به نماز آقا شيخ لطف اللّه لاريجانى حاضر مىشد كه در قسمت شمال صحن حضرت امير ( عليه السّلام ) اقامهء جماعت مىكرد . لاريجانى مريض شد - يا به‌هرحال برايش مشكلى پيش‌آمد - كه ديگر نتوانست به نماز بيايد . شب اول نيامدن لاريجانى ، آخوند ملا ابراهيم يزدى كه در صف جماعت حضور داشت ، به اصرار ، سيد را واداشت كه پيشوايى نماز را برعهده گيرد و بعد مرحوم لاريجانى نيز اين معنى را تأييد كرد كه ايشان از آن پس در آنجا امام جماعت باشد . از آن پس سيد در صحن اقامهء جماعت كرد ( پايان اظهارات حاج سيد عبد العزيز ) . در فوت ميرزاى شيرازى ، فقيهان بزرگ نجف ، براى آن بزرگوار مجلس ترحيم گرفتند . برگزارى مجلس ختم براى مرجع متوفّى توسط فقهاى بزرگ ، رسمى معمول است و نوعا هم عرف جامعه ، اين امر را نشانى از اعلام « مرجعيت » برگزاركنندگان مجلس ترحيم به‌شمار مىآورد . اما سيد ، با آنكه از فقيهان طراز اول نجف محسوب مىشد ، در مرگ ميرزا به مسجد سهله رفت و از برگزارى مجلس ترحيم مستقل پرهيز كرد و از قضا ، همين امر ، نزد برخى كسان ، دليلى بر زهد و وارستگى وى قلمداد شد و چشم آنان را ، به‌عنوان مرجع شايسته ، متوجه او ساخت ! « 2 »

--> ( 1 ) . بستان‌نياز و گلستان‌راز ، ص 2 . ( 2 ) . اعيان الشيعة ، 46 / 207 .