على ابو الحسنى ( منذر )
135
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
شهره به زهد و پارسايى از ديدگاه سيد : زهد ، ريشه و بنيان و وسيلهء كسب سعادتها است و نگينى درخشان بر رشتهء گردنبند فضيلتها ، چنان كه متقابلا حرص و آز از پستترين خصلتها است . * الزهادة واسطة القدرة من السعادة . * الزهادة مجمع كل سعادة . * الزهادة واسطة قلادة الفضائل و الحرص و الطمع من ارذل الخصائل . سودمندترين كالا در بازار آخرت ، بىرغبتى به زرق و برق دنيا است و گرامىترين خوى يك انسان فرهيخته ، گسستن رشتههاى وابستگى به دنيا و دنياوى از دستوپاى روح و روان . آنكس كه از تمتع در دنيا كاسته و بر خضوع و بندگى نسبت به خداوند بيفزايد ، اگر چيزى را هم در دو روزهء دنيا گم كند ، در آخرت خواهد يافت : * اربح البضايع فى سوق الآخرة الزهد فى الدنيا الداخرة . * من انفس الاخلاق قطع العلقة عن الاعلاق . * اقنع بالزهيد من القوت و قم لله بالقنوت فان فاتك شىء فى الدنيا ففى الآخرة لا يفوت . از آنچه گفتيم ، تكليف آز و طمع نيز كه مايهء رنجش و رمش ديگران از شخص آزمند است ، معلوم مىگردد . چه ، طمع ، فقرى است كه طمعكار همواره در آستين خويش حاضر دارد و از آن بدتر اينكه ، طمع ، دام شرك است ، زيرا كه حرص به مال ، زر و سيم دنيا را در چشم تنگ فرد حريص ( نعوذ باللّه ) در رديف خداوند نشانده و به پرستش آن وا مىدارد : * الطمع حبالة الكراهية . * الطمع فقر حاضر . * الطمع شرك الشرك . زهد و بىرغبتى به زرق و برق دنيا ، و دورى از آزمندى ، درخت بارآورى است كه ميوهء آن : بىنيازى از صاحبان زروزور ، و مناعت در برابر نازوغمزهء آنها است . از ياد نبريم كه : « طمع » هميشه با « ذلت » همراه است ، چنان كه « قناعت » پيوسته قرين « عزت »