على ابو الحسنى ( منذر )
134
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
ارزندهترين چيز در زندگى برايش ، كسب رضايت پيشوايان معصوم دين ( درود خدا بر آنان باد ) بود . در نامه به يكى از عالمان بزرگ يزد ( مربوط به اوايل دههء 1320 ق ) مىنويسد : « مناسب ، بلكه واجب است بيشازپيش اهتمام شود كه ان شاء اللّه تعالى صدمه بر اصل شرع و نوع [ علما ] وارد نيايد . اميد آنكه وارد شويم بر اجداد طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين در حالتى كه از ما راضى و خوشنود باشند . . . وفّقنا اللّه تعالى و اياكم و ساير اخواننا المؤمنين لطاعاته و عباداته و السعى فى تحصيل رضائه و مراقبته تعالى فى جميع الاوقات و الاحوال و الخلوص فى جميع الاعمال و الافعال بمحمد و إله الطاهرين صلواته عليهم اجمعين . . . » . آيت اللّه العظمى بهجت ، داستان عجيبى را راجع به سيد نقل مىكند كه گوياى حرمت شگرف آن بزرگمرد به ائمهء دين ( ع ) و ميراث علمى گرانقدر ايشان است : طلبهاى پس از پايان تحصيلات مىخواست از حوزهء علميهء نجف به ايران مسافرت كند . نزد آقا سيد محمد كاظم يزدى - رحمه اللّه - رفت و از ايشان تقاضاى اجازهء نقل روايت نمود . چند روز طول كشيد . آن شيخ مىگفت : با خود مىگفتم من كه از سيد اجازهء اخذ وجوهات نخواستهام كه به من اجازه نمىدهد . تازه معلوم نيست كسى در ايران سيد - رحمه اللّه - را بشناسد . لذا هروقت سيد را مىديدم بر غيظم نسبت به ايشان افزوده مىشد . پس از گذشت چند روز مرحوم سيد اجازه را به من داد و به خاطر تأخير در جواب عذرخواهى نمود ، و علت تأخير آن را اينگونه بيان فرمود : من در اين مدت ، غذاى مكروهى - قلوه يا چيز ديگر - خورده بودم ، مىخواستم كاملا اثر آن از بدنم زايل گردد تا ارتباط خود را در سلسلهء سند روايات با اولياى عظام و بزرگان دين بتوانم برقرار نمايم و در زمرهء روات حديث قرار گيرم و آنگاه به شما اجازهء نقل روايت بدهم ! « 1 » از اشارهء مؤكّد سيد به لزوم « بندگى حق » و رعايت آداب و لوازم آنكه بگذريم ، به تأكيد ايشان بر ضرورت زهد و قناعت ، و پرهيز از آز و طمع مىرسيم ، و نيز لزوم حفظ استغناء و مناعت در برابر ارباب قدرت و ثروت ، كنترل نفس از در غلطيدن به دام شهوتهاى رنگارنگ ، و پرهيز از كبر و غرور و خودخواهى . گفتار بعدى ما ، معطوف به بررسى اين امور در كلمات قصار سيد و نيز رفتار او است .
--> ( 1 ) . در محضر حضرت آيت اللّه العظمى بهجت ، محمد حسين رخشاد ، 1 / 337 .