على ابو الحسنى ( منذر )

126

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

اهل‌نظر ، اما ، نيك مىدانند كه تسليم و توكل و رضا ، به « گفت » ، آسان است اما به « عمل » ، سنگين ! آن‌قدر سنگين ، كه گاه سنگينى كوههاى سترگ نيز در برابر آن ، سبك مىنمايد ! سيد ، از معدود كسانى است كه پرتو تسليم و توكل و رضا ، همچون شعاع آفتاب ، كاملا بر زندگى او تافته بود . او در حيات سياسى و اجتماعى خويش ، با وقف زندگى خود در راه خدمت به اسلام و مسلمانان ، و مهمتر از آن : استقبال از انواع زجرها و سختيها در مسير دفاع از عقيده و تشخيص دينى خويش ( در عصر مشروطه ) ، نشان داد كه بندهء حق است و هرچيز ، از جمله : مال و جاه و جان و آبرو را ، هديهء آستان يار مىخواهد . او ، به راستى - و نه همچون دكّه گشايان پرادّعا - سالك الى اللّه بود و به گفتهء شاهدان تيزبين : در نقطهء كمال سن ، به مقام انقطاع از خلق و استغراق در حق رسيده بود . حاج شيخ علىپناه اشتهاردى ، استاد حوزهء علميهء قم ، در مقدمهء كتاب خويش : مدارك العروة ، آنجا كه به ذكر برخى از كلمات قصار سيد مىپردازد مىنويسد : به خاطر دارم يكى از بزرگان اهل مكاشفه ، يعنى سيد جليل ، عالم كامل و سالك راه رشاد ، مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمد على ميرسپاسى تفرشى طرخورانى ، مىفرمود : من با سيد صاحب عروه ، فصلهاى كتاب وسائل الشيعه اثر مرحوم شيخ حرّ عاملى را مباحثه مىكردم . سيد در اواخر عمر شريف خويش ، به علت كثرت توجه به سوى خداوند متعال و قلت التفات به مخلوقين ، چنان شده بود كه برخى وى را رمى به جنون مىكردند ، در حالى كه مجنون نبود ! « 1 » اظهار « فقر و مسكنت ذاتى » در پيشگاه الهى ، مضمون اصلى ، بلكه ترجيع‌بند كلام سيد در منشآت وى ( بويژه صحيفهء كاظميه ) است و اين نكته را ، براى نمونه ، مىتوان در فصل مربوط به دعاى سيد در اظهار ذلت به پيشگاه الهى و درخواست توفيق از حضرت او ( دعائه فى التذلل و طلب التوفيق ) مشاهده كرد : الهى و ربّى و سيّدى و معبودى و مقصودى و معتمدى و معوّلى و متّكلى و مستندى ، انا عبدك الفقير المسكين المستجير ، و ها انا مقبل اليك متوكل عليك ،

--> ( 1 ) . اين همان است كه مولاى متقيان نيز در خطبهء همّام نهج البلاغه راجع به متقين اشاره دارد : متقين در چشم خامان و دنياگرايان ، به بيماران و ديوانگان ماننده‌اند ، درحالىكه بهرهء عقل را به وفور دارند و بيمار عشق يارند .