على ابو الحسنى ( منذر )
127
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
اسئلك بجلال مجدك و بانوار قدسك و بعظيم منّك و جليل فضلك ، ان تمنّ علىّ بلطائف رحمتك و جلال نعمتك . . . الهى ايّد جوارحى فى تحصيل مراضيك و نوّر قلبى بالاطلاع على مناهج مساعيك . . . الهى وفّقنى لما يرضيك عنّى حتى لا اتوجه الا اليك ، و لا اعتمد الا عليك و لا استعين الا بك و لا ارجو الا ما لديك . . . « 1 » * غيرت و سوز ديندارى سيد ، بزرگترين مصيبت را ، مصيبت در دين مىشمرد : * اعظم المصائب المصيبة فى الدين . « 2 » و صلاح دنيا و رستگارى آخرت را در پايبندى به احكام اسلام جستجو مىكرد : * الالتزام بالشريعة الطاهرة صلاح الدنيا و فلاح الآخرة . مىدانيم كه ديندارى ، صرف ادعا و لقلقهء زبان نيست ؛ نشانه ، بل ، نشانههاى روشن دارد . آنكس ديندار واقعى است كه هرجا كيان دين به خطر افتد ، از صحنه نگريزد ، بلكه براى دفاع از آن بپاخيزد و حاضر به پرداخت هزينههاى - احيانا - گران اين امر باشد - چنان كه سيد پرداخت . اساسا نمىشود كه « داغ عشق » بر دل داشته باشى و سپندوار ، بىقرار نباشى . عاشقى ، مجنونوار ، سوزوگداز و شورونشور مىخواهد و اين سوز و سهش ، در بستر راحت و سايهء عافيت به دست نمىآيد : دين از تو « كار » خواهد و كار از تو راستى * وين درد ، با « مباحثه » درمان نمىشود ! حميّت دينى و سوز ديندارى ، در طول زندگى سيد - بويژه در دو برههء بحرانى مشروطه و جنگ جهانى اول - همچون چراغى روشن مىدرخشد . خاصه ، پايدارى شگرفى كه وى در كوران مشروطه ، در برابر فشارها و تهديدهاى عناصر تندرو و سكولار از خود نشان داد ، او را مصداق اين سخن شاعر ساخت كه مىگويد : گر تيغ بارد در كوى آن شاه * گردن نهادم ، الحكم للّه !
--> ( 1 ) . ر . ك ، السيد محمد كاظم اليزدى ، كامل سلمان جبورى ، ص 738 . ( 2 ) . متن كامل اين عبارت چنين است : اعظم المصائب المصيبة فى الدين و اربح المكاسب كسب المتقين : بزرگترين مصيبت ، آسيب ديدن و كاسته شدن دين آدمى است و سودمندترين تجارت ، كسب پرهيزگاران است ( كه با كالاى تقوا در بازار ديندارى انجام مىگيرد ) .