السيد موسى الشبيري الزنجاني
7770
كتاب النكاح ( فارسى )
شش ماه عددى يعنى شش ماهِ سى روزه ، در حالىكه در بين شش ماه هلالى ، ماه ناقص وجود دارد و قطعاً كمتر از شش ماه عددى مىشود ، و معنا ندارد كه بگويند اقل حمل صد و هشتاد روز است با اينكه كمتر از صد و هشتاد روز است ، و نمىتوان تعبير را أحدهما قرار داد ، البته اگر رابطه اين دو مقدار عموم من وجه بود ، أحدهما كافى بود . اما اينجا عموم من وجه نيست و يكى از اينها زودتر واقع مىشود . به هر حال به اين مطلب توجه نشده است و مردد گفتهاند كه بر هر دو ماه صدق مىكند و يكى از اينها كه باشد كافى است . چنين مسامحهاى در تعبير صحيح نيست . البته مىتوانيم بگوييم اقل حمل شش ماه است ، ولى شش ماه گاهى ممكن است صد و هفتاد و شش روز بشود و گاهى صد و هفتاد و هفت و يا هشت روز بشود ، هر كدام شد ، بالاخره بايد يكى از اينها برسد كه صدق بكند كه الآن شش ماه شده است ، كه در نتيجه ممكن است كه كسى از نظر عدد زودتر وقتش برسد و ديگرى قدرى ديرتر . چون چنين نيست كه همه شش ماهها به يك نسبت باشند و مثلًا سه ماه بيست و نه روزه و سه ماه سى روزه باشد . خلاصه ، اين كه ظواهر ادله شش ماه گفتهاند ، بايد ماه هلالى قرار داده شود و ظاهر استعمال شهر در هلالى است . در كلمات علما در جاهاى ديگر هم راجع به ماه تصريح دارند كه همين ماه هلالى است و ماه خيلى جاها موضوع حكم واقع مىشود ، در طلاق من لا تحيض و هى فى سن من تحيض ، سه ماه ميزان است ، فرض كنيد شخص فوت كرده ، چهار ماه و ده روز بايد عده وفات نگه دارد و ماه قرار شده است . منتها بعضى جاهاى ديگر با قرينه فهميده مىشود كه مراد مقدار ماه است ، كه البته اختصاص به استعمال كلمه شهر هم ندارد ، مثلًا هفته اسم از شنبه تا جمعه است ، ولى وقتى كسى وسط هفته يك جايى رفته مىگويد يك هفته فلان جا ماندم يعنى به مقدار زمان از شنبه تا جمعه ماندم ، سال از اول محرم تا ذيحجه يا از اول فروردين تا آخر اسفند است ، ولى مىبينيد كه وسط سال است و