السيد موسى الشبيري الزنجاني
7721
كتاب النكاح ( فارسى )
چرا كه مقتضاى اطلاق يقين و شك ، اين است كه هم خودشان و هم متعلقشان فعليت داشته و از امور حالى باشند ، در حالى كه در قاعده يقين - كه يقين به چيزى در گذشته داشته است و الان در مورد همان يقين دچار شك شده است كه آيا صحيح بوده است يا نه - يقين و متعلقش و همينطور متعلق شك همگى مربوط به گذشتهاند و فقط شك فعليت دارد . ولى در استصحاب ، يقين و شك و همينطور متعلق شك همگى فعليت داشته و از امور حاليه هستند و فقط متعلق يقين زمانش سابق است . تذكر : با اين بيانى كه در اينجا گفته شد ، يك اشكالى كه در بحث نشوز زن بر قول به استعمال خوف در معناى علم در آيه ( وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ . . . ) « 1 » وارد شده بود و عين همين كلام ( لايقال ) بود ، نيز با همين ( فانه يقال ) جوابش روشن مىشود . راه حل سوم : وارد شده از راه مجاز حذف است بر خلاف دو راه گذشته كه از راه مجاز در كلمه بود . در اينجا بعضى مانند محقق در « نافع » « 2 » كلمه ( استمرار ) را در تقدير گرفتهاند ؛ يعنى « ان خفتم استمرار الشقاق بينهما » و بعضى هم مانند علامه در « قواعد » و كاشف اللثام « 3 » كلمه ( شدّة ) را در تقدير گرفتهاند ؛ يعنى « ان خفتم شدّة الشقاق بينهما » . كه البته در اين صورت ديگر هم خوف و هم شقاق در معناى ظاهر خودشان كه عبارت از ترسيدن و مطلق كراهت طرفين است ، مورد استعمال خواهند بود . راه حل چهارم : در اين راه حل كه مورد تمايل مرحوم صاحب رياض است چنين ادعاء شده است كه معناى متبادر و حقيقى لفظ شقاق عبارت از مرحله بالاى كراهت و تمام الكراهة است و لذا معناى ( وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما ) چنين مىشود كه اگر از وقوع مرحله بالا و شديد كراهت در بين زوجين مىترسيد ، كه در
--> ( 1 ) - النساء : 34 ( 2 ) - المختصر النافع : 191 ( 3 ) - كشف اللثام 7 : 520