السيد موسى الشبيري الزنجاني

7803

كتاب النكاح ( فارسى )

مىگفتند صفر الاول ، بعد آن ربيع الاول مىشد صفر الثانى ، بعد ماه‌ها هر كدام يك ماه عقب مىرفت ولى تا آخر محرم 1403 را اسمش را ذيحجه مىگذاشتند چون يك ماه عقب رفته بودند ، آن ماه محرم اول را اسقاط كرده بودند ، اسم هم نداشت . بنابر اين اين كه اينها گفته‌اند حمل حضرت در ايام تشريق بوده ، در ذيحجه واقعى نبوده ، ذيحجه جعلى يا جمادى الثانيه بوده يا جمادى الاولى ، كه اسمش را ذى حجه گذاشته بودند و چون يوم نحرش دهم آن ماه بوده است ، ايام تشريق هم يازدهم و دوازدهم همان ماه بوده ، لذا تعبير صحيح مىشود ، حمل حضرت هم اگر جمادى الثانيه باشد ، درست با دوازدهم ربيع الاول نُه ماه كامل مىشود ، اگر هفدهم ربيع الاول ولادت بگيريم ، نُه ماه و پنج روز مىشود ، و اگر حمل در جمادى الاولى واقع شده باشد ، مدت حمل پيغمبر ده ماهه مىشود و اين هم اشكالى ندارد كه اينطور بشود . اين مطلب ، در فروغ ابديت « 1 » هم عنوان شده ، ولى نويسنده در محاسبه اشتباه كرده‌اند و به مرحوم مجلسى اشكال كرده‌اند كه مرحوم مجلسى در حساب اشتباه كرده است ، در حالى كه در فروغ ابديت اشتباه شده و گفته‌اند نسىء به اين معنا نيست ، چون مرحوم آقاى طباطبائى هم دارد كه نسىء به اين معنا نيست و معناى ديگرى است . در فروغ ابديت گفته شده كه ما تصور مىكنيم كه عرب‌ها دو مرتبه ، يكى در ماه رجب و يكى هم در ماه ذى حجه حج بجا مىآوردند ، و حمل پيغمبر صلى الله عليه و آله در آن ماه رجب منعقد شده است « 2 » . در حالى كه صحيح آن است كه عرب‌ها دو موسم زيارتى داشتند ، يكى موسم عمره و يكى هم موسم حج ، موسم

--> ( 1 ) - رك : سبحانى ، جعفر ؛ فروغ ابديت ، دفتر تبليغات اسلامى ، قم ، 1372 ، ج 2 ، ص 153 - / 155 ( 2 ) - توضيح استا مدظله : من از ايشان پرسيدم شما از كجا تصور مىكنيد ؟ تصور مدرك تصور مىخواهد ؟ ايشان گفت كه‌من از مرحوم آقاى طباطبايى شنيدم ، من از مرحوم آقاى طباطبايى پرسيدم كه از شما چنين چيزى نقل شده است ، ايشان فرمود كه من يك جايى ديده‌ام و يادم رفته است . من كتب تاريخ و حديث را مفصل هر چه در وسعم بود نگاه كرده بودم ، مرحوم آقاى طباطبايى از حفظ گفته بود و خطاى حافظه بود