السيد موسى الشبيري الزنجاني
7804
كتاب النكاح ( فارسى )
عمره رجب بوده و موسم حج هم ذى حجه بوده ، اين دو موسم زيارتى مدتى فاصله بشود انسان غفلت مىكند ، گويا مرحوم آقاى طباطبايى كه نويسنده بر اساس فرمايش ايشان مطلب را نوشته خيال كرده كه موسم حج بوده است ، در حالى كه موسم زيارتى عمره بوده است . ما بر اساس آنچه از مجاهد و از ابوعلى در كتب مختلف نقل شده است ، به نظرم كه از ابو على تبيان هم نقل مىكند و مجمع البيان هم دارد ، مراد از ابو على ، ابو على جبائى بايد باشد ، نقل مىكنند كه سال نُهم هجرت كه سال برائت بود ، آن وقت هنوز ذيقعده بود و حج در ذيقعده بوده است ، سال بعدش كه پيغمبر صلى الله عليه و آله حجة الوداع بجا آوردند ، ذيحجه بود و بعد پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند كه ديگر كسى حق ندارد تغيير حج بدهد « ان الزمان استدار » ، چنين تعبيرى هست كه تثبيت شد و ديگر از ذيحجه به اين طرف كسى حق ندارد « 1 » . بعد اختلاف شده ، بعضى مىگويند در سال نهم هجرت ذيقعده بوده و در سال بعد ذيحجه بوده و حضرت تثبيت كردند ، اين مجاهد و ابو على اينطورى نقل مىكنند . ولى از كلبى كه او هم نسّابه معروف و مهم است ، در كتاب اخبار مكه تأليف ازرقى كه زمان حضرت هادى عليه السلام نوشته شده نقل مىكند كه هم سال نُهم و هم سال دهم هر دو در ذيحجه واقعى انجام شده كه اگر پيغمبر صلى الله عليه و آله تثبيت نمىكردند به محرم مىرفت . آنچه كلبى نقل مىكند با روايتى كه ما داريم كاملا تطبيق مىكند ، در روايات ما آن طور كه اقبال از كتاب النبوه مرحوم صدوق نقل مىكند ، حمل پيغمبر صلى الله عليه و آله در دوازدهم جمادى الثانيه واقع شده است ، منتها تعبير اين است كه
--> ( 1 ) - توضيح استاد مدظله : چيز جالبى است كه براى اينها اسم ذى حجه گذاشتند ، من به يك چيز ديگرى منتقل شدم كهمحمد رضا كه با فوزيه ازدواج كرد ، اين ازدواج به حسب قانون كشورى صحيح نبود ، بايد ايرانى الاصل باشد تا اين ازدواج صحيح باشد ، رضا خان اين مشكل را حل كرد و گفت من ايرانى الاصل بودن او را به او اعطا كردم و اين ايرانى الاصل شد ، بعد كه طلاق داده شد ، مرحوم آقاى والد مىفرمود كه ديدم روزنامه نوشته بود كه ايرانى الاصل بودن او را ديگر حذف كردهاند