السيد موسى الشبيري الزنجاني

7501

كتاب النكاح ( فارسى )

جهاتى باشد كه جذب و جلب مىكند ، واضح است كه مصداقيت كسى كه ساير جهات را رعايت كند اما مبيت را انجام ندهد ، براى معاشرت بالمعروف روشن‌تر از آن است كه يك شب از چهار شب را رعايت كند اما فاقد جهات ديگر باشد . در واقع « عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ » نسبت به مضاجعت عموم من وجه است . جواب اشكال : شيخ انصارى در جواب مىفرمايد اينكه در مسالك فرموده حُسن خلق و برخى امور ديگر نيز جزو مصاديق معاشرت بالمعروف هستند نمىتواند پاسخ استدلال باشد ، زيرا « عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ » واجبى را ايجاب مىكند و اين امور مذكوره‌اى كه ايشان ذكر كرده جزء واجبات نيست ، پس به مضاجعت منحصر مىشود . نقد جواب شيخ انصارى : هر چند امورى مثل حسن خلق و . . . واجب نيستند ولى آيا اين دليل مىشود كه واجب امرى مباين با اينها باشد ؟ يا ممكن است واجب يك معناى جامعى به معناى معاشرت باشد ؟ به نظر مىرسد معاشرت هم با بيتوته شب حاصل مىشود ، هم با امورى كه مرحوم صاحب مسالك تعبير مىكند ، ايشان نمىخواهد بگويد اين امور واجب هستند ، بلكه آنها را هم از مصاديق معاشرت بالمعروف مىداند ، و آن كه واجب است ، كلى معاشرت بالمعروف است كه با مضاجعت هم حاصل مىشود . در حالى كه شيخ انصارى مىخواهد بگويد كه معاشرت مطرح شده در آيه منحصر در خصوص مضاجعت است ، ولى براى اينكه اين امور نمىتوانند مصداق كلى معاشرت باشند بيانى ندارد ، و فقط نفى استحباب اين امور را مىكند و مىگويد اينها واجب نيست ، و روشن است كه با اين وضع انحصار در مضاجعت بىدليل مىشود . نظر نهايى درباره استدلال به آيه : بنابر پاسخى كه به شيخ داديم به نظر مىرسد كه اشكال شهيد ثانى وارد است و به آيه « عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ » نمىشود استدلال كرد . و اصولًا به نظر ما به حسب ذوق عرفى ، اين آيه يك حكم تأسيسى نيست و