السيد موسى الشبيري الزنجاني

7479

كتاب النكاح ( فارسى )

استعاره و تشبيه و عنايتى در كار نيست ، اين عبارة اخراى حقيقت بودن لفظ در آن معناست . چيزى كه ايشان منكر است جايى است كه بود يا نبود قرينه مشكوك است و معلوم نيست كه آيا بالعناية است يا لا بالعناية ، كه در اين موارد ايشان ميگويد اصلى نداريم كه بگويد لا بالعناية است . ولى ايشان مكرر اين تعبير را دارد كه استعمال من غير عنايةٍ علامت حقيقت است . بنابر اين ايشان اينجا مىگويد الآن كه ما مىگوييم الصلاة قربان كل تقى ، مثل اين نيست كه حيوان را در خصوص انسان يا در خصوص مرد استعمال كنيم كه مجاز است ، بلكه من غير تأول استعمال شده و قهراً حقيقت است ، و كاشف از اين است كه استعمالش در خصوص صحيح على نحو الحقيقة است ، چون بالعناية نيست . البته ممكن است كسى بخواهد اين گونه به مرحوم آخوند اشكال كند كه اينجا هم معلوم نيست كه بدون عنايت باشد ، كه البته بحث ديگرى است ، اما اين اشكال وارد نيست كه به ايشان گفته شود كه شما مبناى خودتان را فراموش كرده‌ايد و بنابر مبناى مرحوم شيخ استدلال مىكنيد . اشكال استاد به آخوند : ولى ايرادى كه به مرحوم آخوند وارد است آن است كه اگر بخواهيم به صورت وجدانى استعمالات من غير تأول را حساب كنيم ، بايد قائل به وضع براى اعم بشويم . چنان كه به عنوان مثال به يك قورى كه يك جايش ترك خورده يا مثلًا دسته‌اش شكسته ، مىگوييم اين قورى است ، و صحت سلب هم ندارد . مثل استعمال لفظ اسد در رجل شجاع نيست كه بالعناية باشد . و همين طور است استعمال نماز در نماز فاسد ، كه مثل استعمال لفظ انسان در مطلق حيوان نيست كه هم براى ناطق و هم غير ناطق مقسم قرار مىگيرد . و نيز در نكاح‌هاى فاسد و عقدهاى فاسد كه قيد فاسد را مىآوريم ، مثل اين نيست كه بگوييم انسانِ فرس ، يعنى دو مفهوم متضاد نيستند ، چون در اين صورت با خود عقد تباين پيدا مىكند . چنان كه مرحوم صاحب جواهر مىگويد كه واضح است كه عباراتى مثل