السيد موسى الشبيري الزنجاني
7478
كتاب النكاح ( فارسى )
مرحوم شيخ انصارى كه اصالت الحقيقه و اصالت الاطلاق را به صورت مطلق قبول دارد مىتواند مفيد باشد ولى براى مرحوم آخوند فايدهاى ندارد . زيرا شيخ مىتواند چنين استدلال كند كه لفظ در خصوص صحيح استعمال شده و استعمال دليل بر حقيقت است ، به مرحوم سيد مرتضى هم نسبت مىدهند كه قبلًا اين را مىگفته است . و مراد از صلاة در الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ، الصلاة قربان كل تقى ، معراج المؤمن ، صلاة صحيحه است منتها اگر شك كنيم كه آيا لفظ مجازاً يا حقيقتاً استعمال شده ، بايد بگوئيم على نحو الحقيقة استعمال شده و در نتيجه از استعمال ، مىتوانيم وضع لفظ را كشف كنيم و بفهميم كه لفظ ، حقيقت در صحيح است . ولى مرحوم آخوند كه مىفرمايد اصالة الحقيقه فقط در جايى است كه شك در مراد از مستعمل فيه باشد ، يعنى نفهميم كه اينجا چه اراده شده ، كه در اين صورت ، اصل عقلايى هست كه به معناى حقيقت حمل مىكنند ، اما اگر مراد معلوم است ولى نمىدانيم كه على نحو المجاز استعمال شده يا على نحو الحقيقه ، ديگر چنين اصلى نداريم كه ثابت كند استعمال حقيقى بوده است . ولى مرحوم شيخ قائل است كه چنين اصلى داريم . پس اين استدلال با مبناى مرحوم آخوند سازگار نيست . « 1 » پاسخ استاد به محقق عراقى : ولى به نظر ما اين اشكال مرحوم آقا ضياء به مرحوم آخوند وارد نيست ، و مرحوم آخوند به مبناى خودش بىتوجه نبوده ، ولى نكتهاى وجود دارد كه مرحوم آخوند در جاهاى مختلف كفايه به آن اشاره دارد ، و همان باعث شده است كه ايشان اينجا از استعمال ، وضع حقيقى را نتيجه بگيرند . آن نكته اين است كه اگر ما در يك استعمال شك كنيم كه با قرينه بوده يا بى قرينه ، اصلى نداريم كه اثبات كند كه بىقرينه استعمال شده و كشف حقيقت بكنيم ، ولى اگر در جايى روشن است كه لفظ من غير عنايةٍ لفظ استعمال شده است ، و هيچ
--> ( 1 ) - نهاية الافكار ، مؤسسة النشر الاسلامى ، ج 1 ، ص 89