السيد موسى الشبيري الزنجاني

7476

كتاب النكاح ( فارسى )

گفته شده و ظاهر در اين است كه عن اعتقادٍ گفته شده ، هر چند لفظ براى اعتقاد وضع نشده ولى اگر متكلم چيزى را مىگويد ، بناى عقلا اين است كه مىخواهد به آن ترتيب اثر بدهد و چنين نيتى را دارد ، هر چند خود نيت مشهود نيست ولى عرف خود لفظ را اماره بر قصد مىگيرد . حال در اين موارد بحثى هست كه آيا مىشود شخص به همان معناى صحيح كه يك شرطش عبارت از نيت داشتن است ، شهادت بدهد يا بايد به مشهودٌ به خودش شهادت بدهد ، از بعضى از روايات استفاده مىشود كه شخص مىتواند به همان معناى صحيح شهادت بدهد ، مثلًا در يد كسى مالى هست ، بينه چون ديده در دستش هست مىگويد اين مال زيد است ، و به مدلول خود شىء كه اماره بر او قائم شده ، شهادت مىدهد با اينكه مال بودن او محسوس نيست ، فقط در دست بودن را مىداند ، ولى مىتواند شهادت بدهد . پس اولًا مىتوانيم بگوئيم ممكن است شهادت شهود راجع به نكاح صحيح معتبر باشد ، هر چند نيت طرفين را ندانند . البته اگر قرينه داشته باشيم كه حتماً در دلش نبوده بحث ديگرى است ، ولى اگر مشكوك باشد لازم نيست خودش مشهود باشد ، همين كه اماره شىء مشهود باشد و عقل يا شرع آن را اماره بداند ، ولو سببيت و اماريت ظاهرى است ، مىشود به وسيله مشهود بودن سبب ، به مسبب شهادت بدهد . ثانياً : اگر اين را قبول نكرديم و گفتيم بينه فقط به مشهود خودشان شهادت مىدهند ، مىگويند اين أنكحت گفت و آن هم قبلت گفت ، همين انكحت و قبلت را ما مىشنيديم ، و نمىدانيم كه آيا عن جدٍ گفته يا نگفته ، بناى عقلا اين است كه بگويند عن جدٍ گفت . يعنى بناى عقلا بعد از شهادت شهود است و هر چند شهود كارى به جد و غير جد ندارند و فقط چيزى را كه ديده‌اند مىگويند ، ولى بناى عقلا اين است كه همين شهادت را دليل بر وقوع جدى آن مىگيرند . و اگر كلمه عقد را هم به كار ببرند و ما به قرينه بگوئيم مرادشان از عقد ، انكحت و زوجت است ، نه