السيد موسى الشبيري الزنجاني

7472

كتاب النكاح ( فارسى )

عقد دوم خواهد بود . اشكال دوم : مرحوم شيخ طوسى در عبارات فوق مىفرمايد « لأنه يقول طلقتها بعد الاول قبل الدخول » ، مرحوم علامه حلى اشكالى كرده و در كلمات شهيد اول و بعدىها هم هست كه چطور زوج مدعى طلاق قبل از دخول مىشود در حالى كه قائل به تكرار است ، معناى تكرار اين است كه طلاق نداده ، دوباره تكرار كرده ، طلاق دادن با تكرار دو مفهوم مختلف و متضاد است ، اول زوج مدعى بود كه عقد جديد تكرر عقد سابق است ، و زوجه مىگفت كه فرقتى حاصل شده و يك عقد جديدى خوانده شده ، آن كه قائل به تكرر است بايد بگويد فرقتى حاصل نشده و همان عقد بوده و دوم تأكيد بوده ، به هر داعى كه هست دومى ذكر شده ، پس اينكه مىگويد « يقول إنى طلقتها قبل الدخول » با حرف اول و ادعاى تكرار منافات دارد . پاسخ به علامه : البته به حسب ظاهر اشكال علامه وارد است و تنافى دارد ، ولى من احتمال مىدهم كه مراد مرحوم شيخ اين باشد ( چنان‌كه بعد هم همين را اختيار مىكند ) كه زوج حرف اولش اين است كه تكرار شده ولى ما حرفش را رد كرديم و گفتيم اين حرف تو مقبول نيست ، براى اينكه بينه هم به اولى و هم به دومى شهادت داده و ظاهر شهادت هم اين است كه به عقد صحيح شهادت داده و عقد صحيح هم بايد ايجاد حليت كند ، و اگر تكرار باشد ديگر دومى ايجاد حليت نمىكند و نقشى در تحليل ندارد . پس از ابطال مدعاى زوج مرد مىگويد حالا كه حرف ما مردود شد و قبول نشد ، چرا دو مهر كامل بدهم ، يك مهر و نيم هم كفايت مىكند ، اين على الفرض است يعنى روى فرض اينكه حرف ما روى حساب شرع قبول نشد ، حرف جديدى مىزند كه اصول هم مطابق با آن است ، مىگويد كه من شك دارم كه در آن اولى بيش از نصف به گردن من آمده يا نيامده ؟ مىگوييم بيشتر از نصف نيامده و يكى و نصف كافى است ، چون اگر قبل از دخول باشد يكى و نصف كافى است . ما احتمال مىدهيم كه اين « لأنه يقول » قول ثانوى شخص است