السيد موسى الشبيري الزنجاني
7529
كتاب النكاح ( فارسى )
به هر حال اين ادله تمام نيستند و خيلى هم قابل اعتنا نمىباشند . دليل پنجم : صاحب جواهر مىفرمايد سيره قائم است ، كه زن چنين حقى ندارد كه از چهار شب يك شب نزد زن باشد ، شخص مىخواهد عبادت كند ، كاسبى كند ، اگر حق مطلق باشد ، تمام اين چيزها را بايد تعطيل كند يا هميشه بايد استرضاء كند و اجازه بگيرد ، در حالى كه سيره خلاف اين است . اشكال و جواب : اين محذور در حق مشروط هم جارى است ، بالاخره بعد از اينكه شروع كرد ، زنهاى ديگر حق پيدا مىكنند ، پس اين اشكال در آنجا هم مىآيد . ايشان در جواب مىفرمايد كه اشكال در آنجا نمىآيد ، چرا كه اگر واجب مشروط باشد ، يك مقدارى تعطيل مىشود ، چون يك بار شروع كرده است و رقيبش حق پيدا مىكند ، اگر يكى است يك شب حق پيدا مىكند و بعد ديگر حق ندارد ، اگر دو زن دارد دو شب حق پيدا مىكنند ، سه زن باشد همينطور ، بعد از اينكه اين چهار شب تمام شد مىتواند شروع نكند و به همه كارهايش برسد . تفاوت ديگر حق مطلق و مشروط در اين است كه اگر حق مطلق بدانيم ، زن از هر چهار شب ، تمام يك شب را حق دارد ، اما اگر واجب مشروط بدانيم ، براى اين كه خلاف عدالت نشود ، مقدارى از شب نيز كافى است ، هيچ مشكلى ندارد ، چون فقط مشكل اين است كه خلاف عدالت نشود ، اگر كارهايى كه لازم و يا شبه لازم است ، انجام داد ، و سپس مضاجعت را انجام داد ، حقوق همه اينها ايفاء شده است . نقد كلام صاحب جواهر : ما هم قبول داريم چه مشروط و چه مطلق ، اينكه از اول تا آخر شب پيش زن باشد و براى تركش اجازه بگيرد ، سيره بر خلافش است ، ولى قائلين به اطلاق هم مىگويند شب را پيش او بخوابد ، نمىگويند كه كارهاى متعارفى كه اشخاص انجام مىدهند ، كنار بگذارد ، اطلاق فقط در مقابل همان مشروطى است كه خود ايشان قائل است ، يعنى مشروط به شروع نيست . و نيز اين