السيد موسى الشبيري الزنجاني

7242

كتاب النكاح ( فارسى )

از آنها را تقديم كنند ، ديگرى را هم با آن تقويم مىكنند و با هم تقويم مىشوند . همانطور كه وقتى جهاز مىدهند تقويم مىكنند ، مهريه را هم كه در اين روايت زن و شوهر مملوك است ، مىتوانند قيمت كنند و مثلًا بگويند به مقدار ده ميليون تومان مهر قرار داديم ) در اين صورت ، بايد زوجه ، هم نصف قيمت تعيين شده براى أمه را به زوج برگرداند و هم نيمى از آن عبد كه تلف نشده و باقى است را به زوج برگرداند . منتها چنانچه از بعضى از فتاوا و روايات و از همين روايت نيز استفاده مىشود ، در عين اگر موجود باشد ، شراكتى حاصل نمىشود و تبديل به قيمت مىشود . لذا قيمت فعلى عبد موجود را بايد تعيين كنند و نصف آن را زوجه به زوج برگرداند و خود عبد را كه در دست زوجه است از او نمىگيرند . كيفيت پرداخت بر اساس آنچه از روايت استظهار مىشود به اين صورت است كه اول بايد فرض شود كه تمام قيمت‌ها به زوج مىرسد و بعد زوج نيمى از آن را به زوجه بپردازد كه در واقع معادل اين است كه نيمى از قيمت كنيز و نيمى از قيمت فعلى عبد را زوجه به زوج برگرداند . و چون زوج بايد نصف مهر را به زوجه بدهد ، در روايت اينطور تعبير شده كه اول همه را زوجه به زوج ردّ مىكند و سپس زوج نصف آن را بر مىگرداند . البته اين ردّها ردّ بالمحاسبه است و خارجاً لازم نيست بپردازد و بعد دريافت كند . عبارت روايت مقدارى مندمج است . من احتمال مىدهم قبل از التى واو بوده و سقط شده است . حالا چه بگوييم واو سقط شده و يا بگوييم به قرينه مقام ، معنا اين مىشود كه هم مقدار ارزش مازاد اين عبد و هم قيمتى كه براى كل مهر تقويم شده بود ، به زوج رد مىشود و بعد زوج نصف آن را به زوجه بر مىگرداند . توضيح اينكه ابتدا قيمت مجموع مهر هنگام ازدواج لحاظ مىشود و مىگويند مهريه كه مجموع عبد و كنيز بوده ، مثلًا قيمتش هنگام ازدواج ده ميليون تومان بوده است ، اگر هر دو موجود بودند ، الان بايد نصف قيمت فعلى آنها به زوج برگردانده