السيد موسى الشبيري الزنجاني

7198

كتاب النكاح ( فارسى )

شايد مرحوم صاحب جواهر كه هم حمل به تقيه و هم حكم ظاهرى را احتمال داده در نهايت مىخواهد همان تقيه را در جمع بين روايات ترجيح دهد . البته جمع دلالى بر جمع جهتى مقدم است جمع جهتى در جايى است كه جمع دلالى محقق نباشد . يكى از فروع مسأله كفايت يا عدم كفايت خلوت براى استقرار مهر كه آن را به طور كامل بحث نكرديم اين بود كه اگر زوجين اعتراف كردند كه دخول واقع نشده ، اگر دخول را اماره بدانيم ، آيا اينجا هم خلوت را بايد اماره بدانيم يا نه ؟ در اينجا دو روايت ظاهر المعارضه هست كه مرحوم كلينى و شيخ هر كدام به گونه‌اى در صدد جمع بين اين دو روايت بر آمده‌اند ، يكى روايت ابى بصير و ديگرى روايت زراره حسن بن محبوب « 1 » عن ابن رئاب عن ابى بصير قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام الرجل يتزوج المرأة فيرخى عليها و عليه الستر و يغلق الباب ثم يطلقها فتسأل المرأة هل اتاك فتقول ما اتانى و يسأل هو هل اتيتها فيقول لم آتها فقال لا يصدقان و ذلك انها تريد أن تدفع العدة عن نفسها و يريد هو أن يدفع المهر عن نفسه . مرحوم شيخ صدوق مطابق همين روايت در مقنع فتوا داده و همين تعليل را ذكر كرده است . در طريق مرحوم كلينى سهل بن زياد واقع شده است و در طريق مرحوم شيخ ، محمد بن على واقع است ، على بن حسن بن فضال عن محمد بن على بن الحسن بن محبوب دو نفر به نام محمد بن على از حسن بن محبوب نقل مىكنند ، يكى محمد بن على بن محبوب كه از اجلاء و بزرگان محدثينى است و ديگرى محمد بن على صيرفى يا محمد بن على كوفى است كه با كنيه ابو سمينه معروف است و او تضعيف شده است ، ولى طبقه اقتضا مىكند كه اينكه در طرق مرحوم شيخ است همان صيرفى باشد چون على بن حسن بن فضال در طبقه‌اى نيست كه از محمد بن على بن محبوب روايت كند ، همه در طبقه شاگردان على بن حسن بن

--> ( 1 ) - وسائل ، ابواب مهور ، باب 56 ، حديث 1 .