السيد موسى الشبيري الزنجاني

7181

كتاب النكاح ( فارسى )

نيست و آن روايت اين است : حسن بن على بن كيسان قال كتبت الى الصادق عليه السلام أسأله عن رجل يطلق امرأته و طلبت منه المهر و روى اصحابنا اذا دخل بها لم يكن لها مهر فكتب عليه السلام لا مهر لها . « 1 » اشكال دلالى در روايت نيست ولى اثبات اعتبار سند مشكل است . سند اين روايت ظاهراً اين است سعد بن عبد الله بن جعفر عن الحسن بن على بن كيسان . اين روايت را حميرى از حسن بن على بن كيسان نقل مىكند كه در جواهر على بن كيسان تعبير كرده است و حسن را اسقاط كرده كه سهو القلم است . حسن بن على بن كيسان در تمام كتب اربعه بيش از چهار روايت ندارد و در كتب رجالى هم توثيقى درباره او ديده نمىشود و اكثار روايات اجلاء يا روايت اشخاصى كه « لا يرثون الا عن ثقه » درباره او نيست . فقط چهار روايتى است كه حميرى آنها را نقل كرده است و با اين چهار روايت مشكل است كه چنين حكمى را اثبات كرد . مراد از صادق هم حضرت عسكرى عليه السلام است ، چون روايتى كه حميرى از او دارد ، در دو روايت و شايد سه روايت تصريح دارد كه عن ابى الحسن الثالث ، از مورد سوم هم استفاده مىشود كه بعد از زمان ابى الحسن الثالث است و لو از خود ابى الحسن روايت نمىكند و از موسى مبرقع روايت نقل مىكند و موسى از ابى الحسن ثالث مطلب را نقل مىكند ، على اى تقدير استفاده مىشود كه زمان ابن كيسان بعد از زمان حضرت عسكرى عليه السلام است و امامت حضرت در دويست و پنجاه و چهار است و وفات حضرت صادق عليه السلام در صد و چهل و هشت است و معمولًا كتابت‌ها با حضرت عسكرى عليه السلام بيشتر بوده و با حضرت صادق عليه السلام كمتر . جمع بين اين روايت با روايات ديگر اين است كه دخول بر اماره قرار داده شده براى پرداخت مهر ، بنابر تعبير بعضى مانند مرحوم علامه ، مرسوم بوده كه مهر را قبلًا مىگرفتند و دخول علامت اين مىشود كه مهر را داده‌اند ، نظير مسأله شك

--> ( 1 ) - وسائل ابواب مهور ، باب 8 ، حديث 15 .