السيد موسى الشبيري الزنجاني

7343

كتاب النكاح ( فارسى )

سنت يا اجماع تمسك نكرده و دليل بر عدم وجود مدرك نيست . مرحوم شيخ مدرك بر بطلان ذكر كرده و حق هم با مرحوم شيخ است و عقد باطل است . 2 - مرحوم صاحب حدائق : وى در جلد 24 كلام ابن ادريس را تقويت مىكند و مىفرمايد « هو جيّد » . اما در جلد 23 مىگويد چون نصى در مسأله نيست بايد توقف كنيم . « 1 » 3 - مرحوم محقق در شرايع اظهار ترديد كرده است . 4 - مرحوم فيض در مفاتيح نيز گويا ترديد دارد چون مىفرمايد مشهور قائل به بطلان عقد هستند ، ولى مرحوم حلى قائل به صحت است . و سپس وجه كلام هر دو را ذكر مىكند ولى هيچ ترجيحى نمىدهد . بيان دليل مرحوم صاحب حدائق حال به بررسى وجه كلمات فقها مىپردازيم و ابتدا كلام صاحب حدائق را ذكر مىنماييم . ايشان در جلد 23 از كتاب حدائق مىفرمايند گاهى بطلان شرط منشأ بطلان مشروط هم مىشود و گاهى نمىشود . اين گونه موارد را بايد از نصوص كشف كنيم و چون در اين مسأله نصى وجود ندارد ، بايد توقف نماييم . اما در جلد 24 كلام مرحوم ابن ادريس را تقويت نموده و مىفرمايد رأى ابن ادريس درست است چون اگر چه شرط باطل است ، اما خود عقد بما هو من العقود ، مشمول عمومات أَوْفُوا بِالْعُقُودِ و المؤمنون عند شروطهم است و دليلى بر بطلان عقد نداريم ، لذا حكم به صحت عقد مىكنيم . نقد كلام صاحب حدائق توسط فقها مرحوم صاحب جواهر حق را به مشهور مىدهد و در اعتراض به رأى صاحب حدائق مىفرمايد امكان اينكه شرط باطل باشد اما مشروط صحيح باشد ، فقط در

--> ( 1 ) - الحدائق ، ج 23 ، ص 186 و ج 24 ، ص 545 .