السيد موسى الشبيري الزنجاني

7320

كتاب النكاح ( فارسى )

بحث را روايت سماعه قرار داده‌اند و سراغ روايت عمار نرفته‌اند . بررسى سند روايت تهذيب روايت سماعه بن مهران را به طريق محمد بن على بن محبوب نقل مىكند و روايت عمار بن مروان را به طريق كافى نقل مىكند . اين دو روايت عين يكديگرند و هيچ اختلافى با هم ندارند . اين عدم اختلاف احتمال تصحيف و تحريف را براى ما تقويت مىكند . طريق روايتى كه تهذيب از سماعه نقل مىكند اين است : محمد بن على بن محبوب عن احمد بن محمد بن سنان عن محمد بن عمار عن سماعة بن مهران عن ابى عبد الله عليه السلام . اين سند ، سند غير متعارفى است . چون در كتب اربعه محمد بن سنان از محمد بن عمار روايت ندارد و محمد بن عمار نيز از سماعه بن مهران روايت ندارد . من احتمال مىدهم عمار بن مروان به محمد بن عمار تصحيف شده باشد و سند اين گونه باشد . محمد بن سنان عن عمار بن مروان عن سماعة بن مهران . اين طريق بسيار متعارف است . كتاب عمار بن مروان را محمد بن سنان نقل مىكند ، اين را هم مرحوم نجاشى و هم شيخ در فهرست نقل مىكنند و در اسانيد هم فراوان است . روايات محمد بن سنان عن عمار بن مروان عن سماعة بن مهران كثير است به خصوص عمار بن مروان عن سماعة بن مهران اكثر است زيرا عمار شاگرد سماعه بوده است . من احتمال مىدهم از كافى هم اين سماعة بن مهران افتاده باشد و سند اين طور باشد كه كافى به طريق خودش نقل مىكند . ابن ابى عمير عن عمار بن مروان عن سماعة بن مهران عن ابى عبد الله قال قلت له : كه راوى در اين روايت هم سماعة بن مهران باشد و الا اين كه دو راوى عين يكديگر تعبير كنند خيلى نادر است ، مگر در مواردى مثل صحيحه فضلاء است كه زراره و بريد و محمد بن مسلم يك حديث را دسته جمعى نقل مىكنند و عبارات مثل هم است . ولى اينكه سماعه و عمار كه در هيچ جا قدر مشتركى ندارند با يك عبارت قلت له بگويند خيلى مستبعد است .