السيد موسى الشبيري الزنجاني

7321

كتاب النكاح ( فارسى )

حال اگر طريق كافى را همانطور كه آمده قبول كنيم ، روايت صحيح است و مشكل ندارد . و اگر آن طور كه ما مىگوييم باشد تا سماعه اشكالى نيست و خود سماعه واقفى ثقه است و بنابر نظر مشهور روايت موثقه است . ولى به نظر ما عمار بن مروان در زمان وقف از سماعه روايت نكرده ، بلكه در زمان استقامت وى از او نقل حديث كرده كه در آن موقع واقفى نبوده و بنابر تقسيم‌بندى علامه به تبع استاد خود احمد بن طاووس اگر راوى عدل و امامى باشد روايت صحيح است و اگر بعداً در راوى انحرافى پيش آيد موجب نمىشود روايتى كه سابقاً از او نقل شده غير صحيح شود . اما چرا عمار بن مروان از سماعه در زمان وقف اخذ حديث نكرده ، به علت اينكه خود عمار سابقه وقف ندارد و بنابر تحقيق شيخ بهايى در مشرق الشمسين بين اماميه و واقفه بعد از رحلت حضرت موسى بن جعفر فاصله شديدى به وجود آمد تا حدى كه اماميه به واقفه ، ممطوره مىگفتند يعنى باران خورده ، منظورشان اين بوده كه سگ باران خورده هر چيزى را نجس مىكند . اينها هم خودشان فاسد بودند و هم ديگران را فاسد مىكردند . در اوايل وضعيت به گونه‌اى بود كه امامى از واقفى اخذ حديث نمىكرد . البته در قرنهاى بعد بعضى از اماميه از واقفيه مثل حميد بن نينوايى و حسن بن محمد بن سماعه اخذ حديث كرده‌اند . به نظر ما اماميه‌هايى كه از واقفيه اخذ حديث كردند در زمان استقامت بوده و البته اين نكته درباره كسانى صادق است كه سابقه واقفى بودن ندارند ، ولى اگر خودشان سابقه وقف داشته باشند ، نمىتوان اطمينان حاصل كرد كه روايت‌شان از واقفى ديگر در زمان وقف نبوده باشد . افرادى مثل بزنطى كه هر چند از اجلاء اماميه است و از على بن ابى حمزه بطائنى واقفى اخذ حديث كرده ، ولى چون واقفى بودند و بعد مستبصر شدند روايتشان از واقفى ديگر اطمينان‌آور نيست . شكست واقفيه دو عامل داشت . يكى عامل خصوصى يعنى ارشادات خود حضرت رضا عليه السلام كه