السيد موسى الشبيري الزنجاني
7307
كتاب النكاح ( فارسى )
بالعتاق و الهدى ان هو مات ان لا تتزوج بعده ابداً ثم بدا لها ان تتزوج قال : تبيع مملوكتها ؛ انى اخاف عليها السلطان و ليس عليها فى الحق شىء فان شاءت ان تهدى هدياً فعلت . « 1 » اين روايت به دو دليل بر عدم نفوذ شرط ترك تزوج دلالت نمىكند اول اينكه روايت حلف را ابطال كرده است ، ولى روايت دلالت ندارد كه شرط ترك تزوج بدون حلف به طلاق و عتاق نيز باطل است . دوم : مورد روايت ترك تزوج الى الابد است ممكن است كسى قائل به تفصيل شود و بگويد كه اگر به طور موقت و مادامىكه اين زوجه اول را دارد ترك تزوج كند ، نذر منعقد مىشود اما در صورت الى الابد ، منعقد نمىشود و شرع آن را ابطال مىكند اگر اين ابطال شود دليل نمىشود كه مطلق تزوج باطل باشد . اينجا مراد از « تبيع مملوكها » اين است كه غلام يا بنده خود را بفروشد ، چون تعهد كرده كه الى الابد بعد از مرگ شوهر خود ازدواج نكند . و در اين صورت با وجود غلام خوف غلبه شيطان و ارتكاب عمل منافى عفت با غلام وجود دارد ، حضرت مىفرمايند كه زودتر غلام را بفروشد . در نسخه ديگرى « انى اخاف عليها السلطان » است . البته شايد نسخه صحيحتر همان « شيطان » باشد ولى اگر سلطان صحيح باشد گويا مىخواهد بگويد كه اگر بفروشد از ملك او خارج شده و از او دور مىشود و نمىتوانند او را تحت تعقيب قرار دهند . به هر حال اين روايت دلالت مىكند كه زن بعداً مىتواند ازدواج كند و حلف او نيز لغو است و اگر خواست مىتواند هدى قربانى كند ولى ملزم به آن نيست . 5 - صحيحه محمد بن مسلم عن احدهما عليهم السلام فى الرجل يقول لعبده اعتقك على ان ازوجك ابنتى فان تزوجت عليها او تسريت عليها فعليك مائة دينار فاعتقه على ذلك و زوجه فتسرى او تزوج قال لمولاه عليه شرطه الاول . « 2 »
--> ( 1 ) - جامع الاحاديث ، ابواب الأيمان ، باب 35 ، حديث 1 . ( 2 ) - جامع الاحاديث ، ابواب العتق ، باب 8 ، حديث 2 .