السيد موسى الشبيري الزنجاني
7285
كتاب النكاح ( فارسى )
حمل مربوط نيست . احتمال دوم اين است كه عنده و عندها مراد عنديت تكوينى باشد . عندها يعنى موقعى كه در اختيارِ زوجه گذاشته و تحويل زن داده ، حمل بر مىدارد و عنده يعنى قبل از اينكه در اختيار زن بگذارد ، حمل بر مىدارد . ظاهرِ برخى از نقلهاى اين روايت كه در آنها لفظ سياق آمده است ، احتمال دوم يعنى عنديت تكوينى است . چون سياق ظهور در تكوينى دارد و بعيد است كه ساقها را به معناى ملكها بگيريم . بيان تعارض بين روايات مطلبى كه از روايت عبيد استفاده مىشود غير از آن است كه قبلًا مرحوم صاحب جواهر از دو روايت على ابن جعفر و سكونى استظهار كرده و ما هم همين طور عرض مىكرديم . از روايت على ابن جعفر و سكونى استظهار كرده بوديم اگر عينى كه مهر قرار داده شده از جهات عينى به شكل سابق باقى نماند ، تبديل به قيمت مىشود و در مورد مسأله جارى نيز غنم يا حمل آن كه مهر قرار داده شدهاند به شكل اول باقى نمىمانند و به تعبير روايت يزيد و ينقص ، بنابراين بايد مهر تبديل به قيمت شود . و لكن در مقابل از روايت عبيد استفاده مىشود كه تبديل به قيمت نمىشود و نصف خود غنم بوده و اگر حمل هم جزء مهر باشد ، نصف خود حمل نيز ضميمه مىشود . جمع بين روايات به نظر مىرسد شايد بين روايات اين طور بتوانيم جمع كنيم كه مورد روايت عبيد ، كنيز و غنم است . در اعتبار شرع و شايد در اعتبار عرف نيز همين طور باشد ، در امثال كنيز و غنم به سبب بزرگ و كوچك شدن چندان تفاوتى حاصل نمىشود ، چون در استفادههايى كه از كنيز مىشود در كوچك و بزرگ بودن چندان تفاوتى وجود ندارد . بنابراين در اين مورد مىتوان گفت در ما فرضتم به وسيله كوچك و