السيد موسى الشبيري الزنجاني

6887

كتاب النكاح ( فارسى )

متكلم باشد . زيرا كتاب ميثمى را صفوان بن يحيى نقل مىكند و صفوان بن يحيى ( م 210 ) به نوعى بر ابن ابى عمير ( م 217 ) مقدم است هر چند معاصر هستند . و به حدس قوى اين على بن اسماعيل كه شيخ هم نام او را در مشيخه نبرده و طريقى به او نداشته على بن اسماعيل بن عيسى قمى است كه با على بن سندى قمى يكى است و در كتاب نوادر الحكمه روايات زيادى از او نقل شده است . توضيح آن كه به نظر مىرسد شيخ بعضى از احاديث تهذيب را از خود كتب اصلى نقل نكرده و با واسطه ديده و از كتاب واسطه نقل كرده است چنان كه كتاب احمد بن محمد بن خالد البرقى را نيز نديده ولى حديثش را نقل كرده و يا كتاب محمد بن يحيى العطار را نداشته و به وسيله كلينى نقل كرده است . و به ظن قوى اين روايت را هم از نوادر الحكمه أخذ كرده است نه از كتاب خود على بن اسماعيل . به هر حال طبق تحقيق قميين ( صدوق ، ابن وليد و ابن نوح كه البته قمى نيست كه كتاب نوادر الحكمه را بررسى كرده و راويان غير معتبر را استثناء كرده‌اند از آنجا كه اين راوى استثنا نشده است ، مىتوان اعتبارش را از اين طريق نتيجه گرفت به علاوه كه طريق كافى براى اعتبار آن كافى است . 2 - محمد بن الحسن الصفار عن موسى بن عمر عن ابن ابى عمير عن بعض اصحابنا عن ابى الحسن صلى الله عليه و آله : فى رجل تزوج امرأة على دار قال قال لها دار وسط « 1 » . بحث سندى : برخى به اين روايت اشكال ارسال را وارد كرده‌اند و برخى هم به خاطر ابن ابى عمير اين ارسال را مشكل ندانسته‌اند كه البته اين بحث طولانى است ولى نكته‌اى كه مورد غفلت واقع شده بحث درباره « موسى بن عمر » است . و علت اين غفلت هم آن است كه گمان كرده‌اند منظور از موسى بن عمر ، ابن بزيع است كه ثقه است و لذا از اين جهت بحث نكرده‌اند . ولى به نظر مىرسد كه اين راوى ، موسى بن عمر بن يزيد صيقل است كه گاهى هم موسى بن عمر صيقل ناميده

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ابواب المهور ، باب 25 ، حديث 3 .