السيد موسى الشبيري الزنجاني

6888

كتاب النكاح ( فارسى )

مىشود و نام جدش را ذكر نمىكنند . زيرا آن كسى كه صفار در كتب اربعه از او نقل مىكند صيقل است و همان است كه از ابن ابى عمير نقل مىكند . البته در كتب اربعه موسى بن عمر بن يزيد عن ابن ابى عمير وجود ندارد ولى در تأويل الآيات آمده « 1 » است . بنابراين روايت موسى بن عمر از ابن ابى عمير و روايت صفار از موسى بن عمر قرينه است كه همان ابن يزيد مىباشد . از نظر طبقه هم موسى بن عمر ابن بزيع مقدم بر اين روات است . چرا كه نجاشى كتاب ابن يزيد را به وسيله سعد بن عبد الله نقل مىكند ولى كتاب ابن بزيع را همين سعد بن عبد الله با دو واسطه نقل مىكند يعنى به وسيله احمد بن عبد الله برقى و او از عبد الرحمن بن حماد . كه اين خود نشانگر نوعى تقدم طبقه در ابن بزيع است كه از اصحاب امام رضا و امام جواد و ظاهراً اوائل زمان حضرت هادى عليهم السلام است . صفار هم كه هم طبقه سعد بن عبد الله است از ابن بزيع روايت نكرده است . از طرف ديگر توثيق صريحى درباره ابن يزيد وجود ندارد . اما به نظر ما او هم معتبر است و ما او را ثقه مىدانيم . زيرا جزو مستثنى منه روايات محمد ابن احمد بن يحيى است . و نيز سعد بن عبد الله كه از اجلاء ثقات است كتاب او را روايت كرده و البته كسى هم نگفته كه سعد بن عبد الله از ضعفا نقل مىكند يا به مراسيل تكيه مىكند . پس اين‌ها همه ضميمه شده و موسى بن عمر بن يزيد معتبر مىشود . 3 - محمد بن يحيى عن احمد بن محمد ، عن على بن الحكم ، عن على بن ابى حمزه ، قال سألت ابا ابراهيم عن رجل زوج ابنه ابنة اخيه و امهرها بيتا و خادما ثم مات الرجل قال يؤخذ المهر من وسط المال « 2 » قال قلت فالبيت و الخادم قال وسط من البيوت و الخادم وسط من الخدم قلت ثلاثين و اربعين دينارا و البيت نحو من ذلك فقال هذا سبعين ثمانين دينارا او مائة نحو من ذلك . « 3 »

--> ( 1 ) - فقط اشتباهاً به جاى يزيد ، زيد نوشته شده است . ( 2 ) - مهر نظير ديون از اصل مال خارج مىشود و احتياج به وصيت ندارد . ( 3 ) - وسائل الشيعة ، ابواب المهور ، باب 25 ، حديث 1 . و كافى ، ج 5 ، ص 381 ، حديث 8 .