السيد موسى الشبيري الزنجاني

6845

كتاب النكاح ( فارسى )

بخوانى . البته در خطابات خصوصى با توضيحى خطاب را مىتوان تصحيح كرد كه در خطابات عام از اين جهت راحت‌تر است . اشكال سوم : تنافى تكليف كفار به قضاء فوائت با سقوط قضا در صورت مسلمان شدن : گفته‌اند كه با توجه به اينكه شخص كافر در صورت اسلام آوردن ديگر قضاء فوائت از او ساقط مىشود به دليل « الاسلام يجب ما قبله » پس نمىتوان كفار را مكلف به قضاء فوائت دانست ، زيرا در صورت باقى ماندن بر كفر ، قضاء فائته از او ممكن نيست و در صورت مسلمان شدن قضا ساقط مىشود ، به همين جهت در مورد قضاء فوائت نمىتوان قائل به دو عذاب براى او بود : يكى عذاب به خاطر ترك اسلام و دوم براى ترك قضاء فوائت . جواب : در « عروه » در بحث حج و در كتاب « الصلاة » مرحوم حائرى از اين اشكال چنين جواب داده‌اند كه : براى تصحيح خطاب و جواز عقوبت بر عدم امتثال آن ، همين مقدار كه شخص از اول خطاب تا وقت عمل آنا ما قدرت بر انجام متعلق داشته باشد كفايت مىكند و نيازى نيست كه شخص تا ظرف عمل قادر باشد ؛ لذا با اينكه متعلق خطاب خيلى از مواقع در ظرف عمل ، ضرورى الثبوت يا ضرورى الامتناع است مع ذلك خطابى كه مصحح عقوبت باشد ، صحيح است و يعاقب بالنهى السابق الثابت و يا اگر امتثال كرد يثاب بالامر السابق الثابت مثلًا شخصى كه خود را از مناره به زمين پرتاب مىكند اگر چه در وسط راه ديگر توان بر خوددارى ندارد ، ولى مصحح عقوبت در همين زمان هم دارد چون مىتوانست از قبل مانع آن بشود و همين طور كسى كه از پرواز با هواپيما نهى شده است تا قبل از پرواز ، اگر چه با واسطه مىتواند با پياده شدن از پرواز دورى كند ، ولى پس از حركت و پرواز ، با اينكه ديگر با واسطه هم قدرت بر ترك پرواز را - و لو براى لحظاتى - ندارد ، لكن باز صحت عقوبت بر ترك خطابى كه به او شده بود متوجه او است و بر عصيان نهى سابقى كه ثابت بود عقاب مىشود .