السيد موسى الشبيري الزنجاني

6781

كتاب النكاح ( فارسى )

صاحب كتاب شروع مىكرده‌اند و سند قبل از آن را مستقل ذكر مىكردند مثل صدوق در « فقيه » و شيخ در « تهذيب » و « استبصار » و گاهى هم به خاطر ذكر بخش اول سند در روايات قبلى ، ابتداء سند را در روايات بعدى از روى اعتماد به ذكر آن در گذشته ، مىانداختند و اين كار در « كافى » به طور فراوان واقع شده است . در اينجا هم پس از مراجعه به كتاب « مختصر البصائر » « 1 » ديدم كه سعد بن عبد الله دو طريق به ابن ابى عمير دارد ؛ يك طريق دو واسطه‌اى كه عبارت است از : سعد بن عبد الله عن احمد بن محمد بن عيسى عن أبيه و الحسين بن سعيد عن ابن ابى عمير و در نسخه هم اشتباهاً « أبيه » در طريق سقط شده است . و يك طريق يك واسطه‌اى كه عبارت است از : سعد بن عبد الله حدثنى يعقوب بن يزيد عن ابن ابى عمير ، خلاصه سند روايت صحيح است و تعليق مذكور ضررى به آن نمىزند . دلالت روايت : حضرت در اين روايت در دل مىكنند و مىفرمايند : من كسى را پيدا نمىكنم كه براى او حديث نقل كنم چرا كه حديث سرى است ولى اينها براى ديگران نقل مىكنند و مهرا براى شيعيان مشكل ايجاد مىكنند ، نزد من مىآيند و مىگويند كه اين حرف چيست ؟ جواب مىدهم كه من اين حرف را نزده‌ام . يعنى حضرت در اين تعبيرات توريه مىكرده است و مرادش اين بوده كه من نگفتم كه آن را منتشر كنند و در اختيار شما قرار بدهند . خلاصه از اين استفاده مىشود كه اينكه حضرت در روايت منصور بن حازم مىگويد « لا يحفظون عنى » از روى توريه بوده است ؛ يعنى جزء اسرار بودن اين روايات تنصيف را حفظ نكرده‌اند ، پس خود روايت منصور از روى تقيه صادر شده است و لذا شاهد بر تقيه‌اى بودن روايات تنصيف نمىشود . نتيجه : اينكه به حسب ظواهر ادله و وفاقاً به فتواى جمعى از قدماء ، متأخرين و

--> ( 1 ) اين كتاب بخشى از روايات « بصائر الدرجات » را كه اصلش به دست ما نرسيده است ، دارد - و اين « مختصر البصائر » چاپ شده ، در واقع كتاب الرجعه تأليف يكى از شاگردان شهيد ثانى است كه يك قسمتش هم از « مختصر البصائر » است بر خلاف آنچه خيال كرده‌اند كه اين را خود كتاب « مختصر البصائر » دانسته‌اند .