السيد موسى الشبيري الزنجاني
6739
كتاب النكاح ( فارسى )
چيزى كه على المظنون ظاهراً مراد ايشان هست ، اين است كه انسان يك مرتبه شفاهى از شخص مىشنود ، اما يك مرتبه يك خطى است كه نمىدانيم خط زيد است يا خط ديگرى است كه شبيه به خط زيد نوشته است . گاهى خطوط به هم شبيه مىشود . من در يك كتابى مطلبى را ديدم كه البته بعضى از خصوصيات آن را نمىخواهم ذكر كنم و آن مطلب اينكه در كتابخانه سلطنتى ، قرآن بسيار نفيس و از نظر خط بسيار ممتاز پيدا مىشود كه چند ورق از آن ناقص بوده است . گاهى چند ورق نقصان در يك كتاب ، كسر قيمت زيادى در آن ايجاد مىكند ، لذا چند خطاط ماهر طراز اول را براى تكميل آن به كار گرفتند . تكميل چنين قرآنى به دو مهارت نياز دارد . يكى اينكه بايد خطاط درجه اول باشد تا بتواند هماهنگ با اين قرآن كه خطى درجه اول دارد ، خطاطى كند و دوم اينكه بتواند درست مشابه همان خط موجود بنويسد ، چون هر سبك خط در يك كتاب لطفى ندارد . چند نفر خطاطى مىكنند و يكى از آنها موفق مىشود كه شبيه همان خط بنويسد . هر دو خط اصلى و تقليدى را به پادشاه كه اهل ذوق بوده ، نشان مىدهند اما او موفق به تشخيص دو خط از يكديگر نمىشود . در اينطور موارد كه شخصى به چنين موفقيتى دست پيدا مىكند قهراً رقبايى دارد ، رقباى او فتنه مىكنند و نزد پادشاه مىروند و مطلبى مىگويند كه آن مطلب در دل او جا مىافتد ، مىگويند كه وقتى كسى چنين قدرتى داشته باشد كه چنين تقليدى بكند كه حتى پادشاه نيز قادر به تشخيص آن نباشد ، چه اطمينانى هست كه مُهر سلطنتى را جعل نكند به همين جهت پادشاه براى رفع خطر بالقوه دستور به قطع دست آن خطاط مىدهد . اما به دليل اينكه موقع اجراى دستور ، او دچار ارتعاش بدن و ايجاد شوك مىشود ، از اجراى حكم منصرف مىشوند . اما او تا آخر عمر به همين ارتعاش دست باقى مىماند . مقصود اين است كه گاهى كتابت اين گونه و تا اين حد قابل تقليد مىشود . اينها مىگويند ما كه شفاهاً