السيد موسى الشبيري الزنجاني

6740

كتاب النكاح ( فارسى )

نشنيديم ، چگونه به كتابت اعتماد كنيم و لذا سندهاى كتابتى ضعيف است . اين يك اشكال كه خيال مىكنم اگر كسى اشكال كند از اين بابت باشد . اشكال ديگرى نيز ممكن است مطرح شود و آن اين است كه در كتابت‌ها براى اينكه دست كسى نيفتد و مدرك و مستمسكى قرار نگيرد و نوعاً ائمه عليهم السلام هم اين گونه بوده‌اند ، در كتابت‌ها با احتياط مطلب مىنوشتند . لذا در چيزى كه نوعاً جهت تقيه در آن مراعات مىشود ، اصل عقلايى مطابق با اراده جديه وجود ندارد و يا اينكه در كتابت‌ها با كسانى كتابت مىكردند كه بين آنها رموزى بوده و در اين موارد ديگران نمىتوانند احتجاج كنند . ممكن است كسانى كه در كتابت شبهه مىكنند ، از اين ناحيه اشكال كرده باشند . ولى به هر حال هيچ كدام از اين دو وجه را عقلاء ترتيب اثر نمىدهند . بسيار نادر است كه كسى قدرت داشته باشد آنطور تقليد كند يا اينكه در نامه‌ها و كتابت‌ها با رمز و رموز صحبت شود كه ديگران نتوانند به آن احتجاج كنند ، اينها وقايع نادره است كه عقلا در غير محاسبات رياضى به چنين احتمالاتى ترتيب اثر نمىدهند و نمىگويند كه مكاتبات و نامه‌ها قابل احتجاج و ترتيب اثر نيست . اگر اصل عقلايى در اين مكاتبات نباشد تمام نامه‌نگارىها و پاسخ آنها لغو خواهد بود ، در حالى كه در غالب موارد اطمينان حاصل مىشود . ائمه طاهرين عليهم السلام كه توصيه به نامه‌نگارى كرده‌اند ، شاهد بر اين است كه كتابت‌ها حجيت دارد ، به اوقاف وصيت‌هاى مكتوب كه گاهى چند صد سال قبل انجام شده ترتيب اثر مىدهند و خود قرآن در اينطور موارد دستور به كتابت مىدهند . قوام بسيارى از موارد به كتابت است . به خاطر احتمال وجود رموز و اين قبيل امور نمىتوان گفت كه كتابت فاقد حجيت است . بله اگر علم به تقيه پيدا شود در آن اشكالى نيست اما با احتمالات ، جلوى اينها را نمىشود گرفت . خلاصه اشكال از اين ناحيه درست نيست .