السيد موسى الشبيري الزنجاني

6736

كتاب النكاح ( فارسى )

يك روايتى در مسأله هست . روايت در جامع الاحاديث از تهذيب و از كافى هر دو نقل شده است . كلينى به واسطه محمد بن يحيى از عبد الله بن جعفر كه عبد الله بن جعفر حميرى است ، روايت مىكند . ( دو نقل جامع الاحاديث از كافى ، به اين صورت دارد كه محمد بن ( احمد بن ) يحيى ، يعنى عبارت ( أحمد بن ) را در پرانتز گذاشته است . و همين مطلب موجب اشتباه ما شده بود كه فكر كرديم كلينى از محمد بن احمد بن يحيى صاحب نوادر الحكمة اين روايت را نقل كرده و چون نقل كلينى بلاواسطه از صاحب نوادر الحكمة ، ممكن نيست لذا قائل به تعليق در سند شده بوديم . در حالى كه اصلًا ربطى به كتاب نوادر الحكمة ندارد ) . اما مرحوم شيخ طوسى در تهذيب به طريق خودش به كتاب محمد بن احمد بن يحيى صاحب نوادر الحكمة ، نيز روايت را نقل كرده است . « 1 » البته طريق شيخ به كتاب نوادر الحكمة معلق است . كتاب نوادر الحكمة هم شبيه به كافى كه از كتب مشهور است ، از كتب مشهوره بوده است و اصلًا اينطور چيزها نياز به سند ندارد . اين روايت از محمد بن جَزَك نقل شده است كه از اصحاب حضرت هادى عليه السلام است . در جَزَك تصحيفات زيادى شده است . در بعض از كتب حَرَك نوشته و در كفايه سبزوارى خَزَك نوشته و ابن فهد در مختصر و صيمرى در غاية المرام جَزَّك به تشديد زاء ضبط كرده است و در جامع المقاصد خَرَك است . اين تصحيفات در چاپ رخ داده و صحيح همان جَزَك است . به هر حال طريق روايت طريق صحيحى است . متن روايت چنين است . « 2 » قال : كتبت الى ابى الحسن عليه السلام اسأله عن رجل تزوج جارية بكراً فوجدها ثيباً هل يجب لها الصداق وافياً ام ينتقص ؟ قال ينتقص . حال بايد ديد اين دو نفر يعنى مرحوم ابن براج و مرحوم أبو الصلاح و يا فقط مرحوم أبو الصلاح كه گفته‌اند بر مهريه نقص وارد

--> ( 1 ) - تهذيب ، ج 7 ، ص 363 . ( 2 ) - جامع الاحاديث ، ج 21 ، ص 189 ، كافى ، ج 5 ، ص 413 ، تهذيب ، ج 7 ، ص 363 و 428 .